انواع مدل‏ مدیریت دانش،پایان نامه درباره چابکی سازمانی

  • خلق کن: این به توانایی یادگیری و رابطه بر می‏شه. پیشرفت این توانایی، تجربه تسهیم علم، ایجاد رابطه بین ایده‏ها و ساختن رابطه‏های متقاطع با دیگه موضوعات، از این اهمیت کلیدی برخورداره.
  • ذخیره کن: به عنوان دومین عنصر لازم مدیریت دانشه که از راه اون، توانایی ذخیره منظم‏ای که امکان جستجوی سریع اطلاعات، دسترسی به اطلاعات واسه کارمندان دیگه و تسهیم مؤثر علم جفت و جور می‏شه، به وجود می‏آید. در این سامانه باید، علم‏های نیاز به آسونی واسه استفاده همه ذخیره شه.
  • نشرکن: این روند به پیشرفت یه روح جمعی که در اون آدما به عنوان همکاران در جهت دنبال کردن اهداف مشترک، احساس ترتیب به هم داشته و در فعالیت‏هاشون به همدیگه وابسته‏ان، کمک می‏کنه.
  • به کار ببر: چهارمین روند، از این ایده شروع می‏شه که ایجاد علم، بیشتر به وسیله کاربرد عینی علم جدید شدنیه، این عنصر، دایره روند مرکزی مدیریت علم متحد رو تکمیل می‏کنه (احمدی،۱۳۹۱،ص۱۴۶).

۲-۷-۲-مدل مارک “م.مک الروی”

ایشون با همکاری دیگر اعضای کنسرسیوم بین المللی مدیریت علم(۲۰۰۲) واسه این نوع از مدیریت، چهار چوب فکری با نام “دوره عمر علم “تعریف کرده که در اون، علاوه بر نظریه نوناکا و تاکوچی(۱۹۹۵) بر نکته مهم دیگری هم تاکید شده: “علم تنها پس از اینکه تولید شد، هست و بعد از اون می‏توان اون رو کنترل، کدگذاری یا تسهیم کرد”. پس “مک الروی”  روند ایجاد علم رو به دو روند بزرگ یعنی تولید علم و پیوسته کردن علم تقسیم می‏کنه:

۱ـ تولید علم: روند خلق علم، سازمانی جدیده که به وسیله یادگیری گروهی، دانش اندوزی و اطلاعات و آزمایش علم انجام می‏گیرد. این روند هم معنی یادگیری سازمانیه.

۲ـ پیوسته کردن علم: از راه بعضی فعالیت‏ها که پخش و تسهیم علم رو تجویز می‏کنن، انجام می‏گیرد. این عمل کارایی مثل پخش علم(از راه برنامه و چیزای دیگه ای به جز اینا)، جستجو، تدریس، تسهیم و دیگه فعالیت‏های اجتماعی که موجب ایجاد رابطه می‏شه رو شامل می‏شه.

مک الروی هم اینکه به دو موضوع “عرضه” و “درخواست” هم توجه داره:

  • سمت عرضه: عمل مدیریت دانشیه که در هر صورت واسه افزایش عرضه علم موجود به همکاران یه شرکت طراحی می‏شه.
  • سمت درخواست: روی عرضه علم موجود به عده‏ای از نیروی کار متمرکز شده و تلاش در افزایش ظرفیت اونا جهت تولید داره، اینطوری، ماموریت مدیریت علم، اینه که ظرفیت یه سازمان رو جهت درخواست واسه علم جدید بالا ببره.

۲-۷-۳-مدل “بک من”

  • “بک من(۱۹۹۹)” هشت مرحله زیر رو واسه روند مدیریت علم پیشنهاد داده :شناسایی کردن: تعیین صلاحیت‏های داخلی، منبع روش هدف دار، قلمرو علم.
  • تصرف کردن :رسمی کردن علم موجود.
  • انتخاب کردن: تعیین رابطه علم، ارزش و دقت، رفع علم‏های مخالف.
  • ذخیره کردن: معرفی حافظه یکی شده در مخزن علم با شکل های جور واجور الگوهای علم.
  • پخش کردن: پخش علم واسه استفاده‏کنندگان به طور خودکار براساس علاقه و کار و همکاری علم در میان گروه‏ها.
  • به کار بردن: باز پیدا کردن و استفاده علم در تصمیم‏گیری‏ها، حل مسائل، خودکار کردن و پشتییبانی کار و مددکاری شغل و آموزش.
  • ایجاد کردن: تولید علم جدید در بین تحقیقات، تجربه کردن کار و فکر خلاق.
  • تجارت کردن :فروش و معامله، پیشرفت و عرضه کردن علم جدید به بازار به شکل اجناس و خدمات.(عباسی،۱۳۸۶،ص۱۴۸).

Heisick

Mark