تحقیق - پایان نامه - مقاله و پروژه

متن کامل – بررسی اثر توانمندسازی بر اثربخشی سازمان فاتح صنعت کیمیا۹۴- قسمت ۲۰

عدم اطمینان محیطی و شدت رقابت سازمانها و مدیران، آنها را با چالشهای متعدد مواجه ساخته است. برای مدیر مؤثر این چالشها، رویکردهای نوین مدیریت و شایستگی های خاص طرح و توصیه شده است. شناسایی و مدیریت ریسک یکی از رویکردهای جدید است که برای تقویت و ارتقای اثربخشی سازمانها مورد استفاده قرار می گیرد. به طورکلی، ریسک با مفهوم احتمال متحمل زیان و یا عدم اطمینان شناخته می شود که انواع مختلف و طبقه بندیهای متنوع دارد. یکی از این طبقه‌بندیها ریسک سوداگرانه و ریسک خطرناک است. تمامی اشکال ریسک شامل عناصر مشترکی چون محتوا، فعالیت، شرایط و پیامدها هستند.
طبقه بندی دیگر ریسک استراتژیک و ریسک عملیاتی است. مدیریت ریسک به مفهوم سنجش ریسک و سپس اتخاذ راهبردهایی برای مدیریت ریسک دلالت دارد. انواع ریسک ها برحسب احتمال وقوع و تأثیر آنها قابل تقسیم است که نتیجه آن پورتفوی ریسک و اعمال استراتژی‌های مناسب (انتقال، اجتناب، کاهش و پذیرش) است.
تحولات عمده در محیط کسب و کار، مثل جهانی شدن کسب و کار و سرعت بالای تغییرات در فناوری، باعث افزایش رقابت و دشواری مدیریت در سازمانها گردیده است. در محیط کسب و کار امروز، مدیریت و کارکنان می بایست توانایی برخورد با روابط درونی و وابستگی های مبهم و بغرنج میان فناوری، داده ها، وظایف، فعالیتها، فرایندها و افراد را دارا باشند. در چنین محیطهای پیچیده ای سازمانها نیازمند مدیرانی هستند که این پیچیدگیهای ذاتی را در زمان تصمیم گیری های مهمشان لحاظ و تفکیک کنند. مدیریت ریسک مؤثر که بر مبنای یک اصول مفهومی معتبر قرار دارد، بخش مهمی از این فرایند تصمیم گیری را تشکیل می دهد. در این مقاله این اصول بوسیله شناسایی عناصر اصلی ریسک و بررسی چگونگی تأثیر بالقوه این عناصر در موفقیت سازمانها و چگونگی مقابله و مدیریت ریسک ها مورد بحث قرار می گیرد (دورفمن[۳۶]،۶۱،۱۹۹۷).
۲-۲-۷- ویژگی های مدیران اثربخش
مدیر کارا و اثربخش کسی است که میزش از اوراق و اسناد خالی است ولی به همه آنها احاطه دارد. به طور دقیق می داند که هر یک از کارکنانش چه اندازه توانایی ، استعداد و علاقه به کار دارد. مدیران کارا و اثربخش با پرورش درست زیردستان ، رفتار صحیح با آنان ، آموزش به موقع و به هنگام ، کار را تقسیم کرده و تفویض اختیار می کنند و خود به مراقبت و هدایتمی پردازند. مدیر توانا سعی در تواناسازی دیگران دارد. مدیر کارا و اثربخش مدیرساز است نه مدیر سوز. مدیر کارا و اثربخش در همه جا حضور دارد. حضور فعال وی حلال مشکلات است اما خود مشکل را حل نمی کند به دیگران یاد می دهد که چگونه بیندیشند و خود مشکلات خویش را حل کنند. او اندیشه ی خلاق را پرورش می دهد تصمیم می گیرد و تصمیم ها را برای دیگران روشن می کند که آنها هم تصمیم گیری را یاد بگیرند که همان مفهوم واقعی مشارکت است. مدیر کارا و اثربخش تصمیم سازی می کند نه تصمیم گیری. مدیر تصمیم ساز با اطلاعات و اسناد و نتایج تحقیقات و مشارکت کارکنان عمل می کند ولی مدیر تصمیم گیر بدون توجه به اطلاعات و… تصمیم می گیرد (بختیاری،۱۳۸۷).
– خلاقیت و قدرت تخیل
خلاقیت و قدرت تخیل بدان معناست که مدیر یا رئیس باید جهتی را تعیین کند . انرژی ها را آزاد نموده و از نخبگان حمایت نماید . ویژگی اصلی یک رهبر آن است که به کار دیگران معنی و مفهوم ببخشد.
– نمونه بودن
نمونه بودن مدیر موجب می شود که برخی ویژگی های بسیار مهم در عرصه کاری رشد و نمو یابد. اصولی همچو جوانمردی ، حسن اعتماد ، همگرایی ، صداقت ، خدمت ، شجاعت ، کار عالی ، درک و مسوولیت پذیری در امور روزمره از جمله پیامدهای مستقیم ناشی از اجرای اصل مدیریت در یک سازمان است . رهبری به معنای یکسان کردن زندگی و شعارهاست.
ما به کسی که تحت فشارهای بسیار مقاومت می کند و سقوط نمی کند اعتماد می کنیم به عبارت دیگر مدیریت مستلزم داشتن شجاعت است ، به ویژه در شرایطی که هیچ اتفاق نظری در باره رویکرد و استراتژی جدید در مفهوم آن وجود ندارد . رهبری در جایی آغاز می شود که در آنجا که اتفاق نظر به پایان می رسد و نظرات موافق و مخالف با هم برابر هستند ، در چنین شرایطی رهبری مستلزم داشتن حس اعتماد به نفس است . کسی که شرایط رهبری دیگران را دارد ، می تواند دیگران را به خوبی درک کرده و موقعیت احساسی آنها را به خوبی تجزیه و تحلیل کند (بختیاری،۱۳۸۷).
– ایجاد ارزش افزوده
نخست مدیران شرکت ها و موسسات باید به گونه ای عمل کنند که منافع طرف های ذینفعان همچو کارکنان ، مشتریان ، صاحبان سهام ، شرکا ، جامعه مالی و عرضه کنندگان کالا به خوبی تامین شوند.
باید به فکر نفع کلی جامعه بود . مدیران خوب اهدافی را برای خود و شرکت در نظر می گیرند و برای دستیابی به این اهداف حتی حاضر می شوند ، خود را قربانی کنند آنها دیگران را تشویق کرده و به آنها تلقین می کنند که قصد دارند به همراه آنها اهداف را تعیین کرده و در جهت دستیابی به آنها بکوشند . در اصل رهبری چیزی نیست جز تلاش برای رسیدن به کیفیت عالی . البته کیفیت عالی را نباید مترادف با “کمال گرایی” دانست ، بلکه کیفیت عالی بدان معناست که مشتریان و شرکا را موفق تر و دارای مزیت های رقابتی بیش تری نماییم و به کارکنان کمک کنید که بهترین ویژگی ها را در درون خود و دیگران به فعالیت برسانند (بختیاری،۱۳۸۷).
۲-۲-۸- مهارت های مدیران اثربخش
برخی از صاحب نظران مدیریت، مهارتهای مرتبط با مدیریت ر

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

ا شامل:
مهارتهای مذاکره، مهارتهای سیاسی، مهارتهای تحلیلی، مهارتهای کامپیوتری، مهارتهای فردی، مهارتهای بین فردی، مهارتهای کارکردی ، بین فردی و سازمانی می دانند. اما عمومی ترین و مورد پذیرش ترین طبقه بندی از مهارتهای مدیران توسط رابرت کاتز ارائه شده است.
کاتز مهارت را به توانایی هایی که در نحوه انجام وظایف ذاتی نیست ولی قابل پرورش است تعریف می کند. وی مدیر را کسی می داند که اعمال دیگران را هدایت می کند و مسئولیت تحقق هدف های خاصی را به عهده دارد. لازمه مدیریت موفق داشتن مهارت های سه گانه فنی، انسانی، و ادراکی است. مهارت فنی عبارت است از : توانایی حاصل از تجربیات، آموزش و کار ورزی لازم برای بهره گیری ها، از دانش ها، روش فنون و تجهیزات مورد استفاده در انجام کارهای خاص (هرسی و بلانچارد، ،۱۳۸۷،۱۵)
مهارت های فنی مورد نیاز مدیران: مهارت در برنامه ریزی، مهارت در سازماندهی، مدیریت امور پرسنلی، مهارت در امور مالی و بودجه بندی، مهارت در ارزشیابی، مهارت در نظارت و کنترل، مهارت در ایجاد هماهنگی و مهارت در هدفگذاری. دو تن از صاحب نظران مهارت انسانی را داشتن توانایی و قدرت تشخیص در زمینه ایجاد تفاهم و همکاری و انجام دادن کار به وسیله دیگران، فعالیت مؤثر به عنوان عضو گروه بیان کرده اند که شامل درک و فهم انگیزش و به کار بردن رهبری موثر است. اجزاء مهارت انسانی: درک رفتار گذشته، پیش بینی رفتار آینده، هدایت، کنترل و تغییر رفتار (هرسی و بلانچارد،۱۳۸۷،۲۲).
مهارتهای انسانی مورد نیاز مدیران: مهارت در رهبری، مهارت ایجاد مشارکت در کار ( مدیریت مشارکتی)، مهارت در حل تعارضات ( مدیریت تعارض ، ) مهارتهای تیم سازی، مهارت در ایجاد جامعه پذیری سازمانی. مهارتهای ادراکی: توانایی ادراک و تفکر در مورد موقعیتهای انتزاعی، دیدن سازمان به عنوان یک کل و درک روابط بین اجزاء و تصور این که چگونه سازمان با محیط تطبیق پیدا می کند را مهارت ادراکی می گویند.
مهارت انسانی شامل: مهارت در تصمیم گیری، خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی در مدیریت زمان و مدیریت بحران .
تلفیق مهارت ها: به جهت ایجاد یک نظم داخل مهارتی بایستی درصدد تلفیق این مهارت در کنار یکدیگر برآمد . بدیهی به نظر می رسد که ایجاد یک چنین فصل مشترکی می تواند از تک بعدی نگریستن به مهارت ها مدیر را رهانیده و ارزیابی را نیز منحصر به مرتبط ساختن یک فعالیت به یک مهارت نکند (خواجه ای،۱۳۸۰،۷۷).
۲-۲-۹- عوامل مؤثر بر اثربخشی کارکنان و مدیران
افزایش اثربخشی را باید معلول ترکیبی از عوامل گوناگون دانست که در زیر به شرح تعدادی از آنها اشاره می شود( ابطحی و عباسی ،۱۳۸۶،۴۹).
۱-بهبود کیفی عامل کار
کارکنان با به کارگرفتن نکاتی می توانند اثربخشی خود را بهبود بخشند.
نگرش های مثبت کاری مانند غرور به کار و شوق برای پیشرفت مستمر.
کمک به همکاران در صورت لزوم و اجرای کارها به صورت گروهی.
مشارکت در برنامه های بهبود اثربخشی.
اجرای درست کارها از ابتدا.
حفظ سلامت جسمی.
۲-اصلاح روابط مدیریت و کارکنان
ارائه اطلاعات دقییق درباره عملیات سازمانی موجب اعتماد و اطمینان کارکنان می گردد. برگزاری جلسات عادی یا ویژه برای رسیدگی به مشکلات کارکنان فرصت مناسبی است که کارکنان با مدیر احساس آشنایی یا تفاهم بیشتری کنند و در نتیجه جو گرم و دوستانه ای برای کار گروهی سازمان ایجاد شود.
۳- استفاده از نظرات و پیشنهادات کارکنان
برای بهبود اثربخشی، لازم است به تمامی کارکنان فرصت مشارکت در برنامه های طراحی شده، داده شود؛ مدیر آن را تشویق کند کند که نظرات خود را برای اجرای بهتر کارها ارائه دهند.
۴- ره آورد فناوری
فناوری به کارکنان امکان می دهد تا با استفاده از عوامل موجود، کارآیی و اثربخشی خود را بالا ببرند. فناوری همچنین موجب اثربخشی سیستمها مدیریتی کارآتر و پیشرفته تر در سازمان شده است. اقدامات زیر نیز در اثربخشی سازمان مؤثر می باشد (سعادت، ۱۳۷۹).
کاهش اضافه کاری های غیر ضروری.
اتخاذ تدابیری برای کاهش غیبت و مرخصی های به ظاهر موجه.
طراحی صحیح مشاغل برای جلوگیری از اتلاف وقت کارکنان.
جلوگیری از ترک سازمان با مدیر یت صحیح و برقراری روابط انسانی و اجتماعی سالم .
طراحی سیستم بهداشت و ایمنی اثربخش و نظارت دقیق بر آن.