پایان نامه های سری هفدهم

پژوهش – بررسی رابطه بین استفاده از شبکه‌های اجتماعی و گرایش دینی- قسمت ۲

شبکه های اجتماعی رسانه های دهه اخیر و تحول یافته در بستر وب و در خدمت مخاطبان و کاربران هستند که شرایط بسیار پویا و کاملی را برای استفاده کاربران از این رسانه ها فراهم کرده اند.
شبکه های اجتماعی گرچه در ویژکی رسانه بودن با رسانه های سنتی مشترک هستند ولی کاربردها و کارکردهای آن با یکدیگر قابل مقایسه نیست .
محراب و منبر بیشتر در خدمت دین و تبلیغات مذهبی بود ولی شبکه های اجتماعی گرچه می تواند نقش مسجد مجازی را هم برعهده بگیرد ولی کارکردها ، اهداف و استفاده آن به یکی از مسائل مهم اجتماعی و فرهنگی تبدیل شده است.
در این فرایند توسعه رسانه ای که همواره مورد توجه کارشناسان ارتباطات و صاحب نظران ارتباطات است شبکه های اجتماعی از بعد دینی نیز اهمیت فراهم یافته است.
۲-۲ پیشینه نظری
یکی از امتیازات ویژه که این پدیده نوظهور را مستعد نقش آفرینی در تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و مذهبی می کند، استقبال وسیع کاربران اینترنتی از شبکه‎‎های اجتماعی است. به طوری که آمار‎های مربوط به استفاده کاربران اینترنتی از شبکه‎‎های اجتماعی همچنان رو به رشد است. براساس اعلام رسانه ها در هر روز حدود ۸۰۰ هزار نفر عضو جدید به فیس بوک می­پیوندند، حدود ۳ میلیون عکس در فلیکر آپلود می شود، حدود ۳۰ هزار ساعت ویدئو در یوتیوب مشاهده می شود و آمار‎های مربوط به سایر شبکه‎‎های اجتماعی نیز بدین ترتیب رو به افزایش است. با چنین آمار و ارقامی، بی‎اغراق نیست اگر آینده اینترنت را در سلطه شبکه‎‎های اجتماعی بدانیم.
یکی از دلایل این محبوبیت آن است که کاربران اینترنتی می توانند اغلب نیاز‎های آنلاین خود را اعم از پیام های اخلاقی، مذهبی و دینی و اخبار و اطلاعات روز سیاسی و اجتماعی در این وب سایت ‎ها تامین کنند. در شبکه‎‎های اجتماعی، کاربران می توانند پروفایل ‎های شخصی برای خودشان بسازند که شامل مشخصات، تصاویر، علاقه‌مندی‌‎ها و سایر موارد این‎چنینی است. اما شبکه ای شدن این وب سایت ‎ها از جایی آغاز می شود که هر کاربر لیستی از دوستان تهیه می کند و این پروفایل ‎های شخصی به یکدیگر متصل می شوند. هر کاربر می تواند دوستان و آشنایانی که در همان شبکه اجتماعی حضور دارند را به لیست دوستان خود بیافزاید. همچنین کاربران می توانند با جست وجو در پروفایل ‎های کاربران و مشاهده مشخصات آن‎‎ها با افراد جدیدی آشنا شوند و لیست دوستان خود را گسترده تر کنند. این‎‎ها ابتدایی ترین امکانات شبکه‎‎های اجتماعی است و این وب سایت ‎ها در سال­‎های اخیر تلاش کرده­اند، تا گزینه‎‎های بیشتری در اختیار کاربران خود قرار دهند. امکانی شبیه به وبلاگ ‎ها و میکروبلاگ‌‎ها برای نوشتن مطالب کوتاه و یادداشت ‎های روزانه و فضایی شبیه به سایت ‎های عکس برای قرار دادن تصاویر شخصی، ایجاد فضایی شبیه به چت برای گفت وگو‎های فوری میان کاربران، قابلیت ساختن اتاق ‎های گفت وگو و صفحات هواداری شبیه به فروم ‎های اینترنتی از جمله ساده ترین این امکانات است.
شبکه‎‎های اجتماعی متناسب با موضوع فعالیت، امکانات دیگری از قبیل خبرخوان­‎های اینترنتی، بازی ‎های آنلاین، قابلیت آپلود کردن ویدئو‎ها و فایل­‎های کامپیوتری و برقراری ارتباط با سایر رسانه‎‎های شخصی را نیز در گزینه‎های‌ خود دارند. بدین ترتیب، می بینیم که اغلب امکاناتی را که کاربران اینترنتی پیش از این از طریق مراجعه به چندین وب سایت کسب می کردند، یک‏جا در شبکه‎‎های اجتماعی دریافت می کنند. پس بی دلیل نیست که کاربران بخش قابل توجهی از زمانی را که در اینترنت به سر می­برند در شبکه‎‎های اجتماعی حضور دارند.
شبکه‎‎های اجتماعی از سویی به عنوان نسل پیشرفته رسانه‎‎های اجتماعی امکانات تعاملی قابل توجهی برای کاربران اینترنتی فراهم می­آورند. این امر افزایش مشارکت شهروندان در برخی فرآیند‎ها سیاسی و اجتماعی را در برداشته است. ویژگی تعاملی بودن شبکه­های اجتماعی باعث شده که همه روزه طیف گسترده ای از موضوع های متنوع به شکل آنلاین در این شبکه ها اتفاق می افتد. بخشی از این موضوع ها در مورد کارها و مسائلی است که کاربران دوست دارند در زندگی واقعی خود و در آینده نزدیک انجام می­دهند. گاهی اوقات، این موضوع ها می تواند به فرصت های بزرگی مانند مشارکت در پروژه های سیاسی و اجتماعی منجر شود. مصداق بارز این مشارکت سیاسی اجتماعی را می­توان در جریان حرکت­های ضد دولتی در کشورهای عربی مشاهده کرد.
در حوزه ارتباطات بین‎الملل نیز شبکه‎‎های اجتماعی محل توجه هستند و برخی کشور‎های شرقی مانند چین و روسیه که دغدغه حفظ فرهنگ ملی برای آنها اهمیت دارد، با تقویت شبکه‎‎های اجتماعی بومی تلاش کرده اند کاربران شان را از شبکه‎‎های اجتماعی بین‎المللی که در مالکیت شرکت‌های آمریکایی هستند، دور کنند. شبکه‎‎های اجتماعی همچنین بر شکل ‎های سرمایه اجتماعی و اقتصادی و نحوه تبدیل آن‎‎ها به یکدیگر مؤثر بوده اند و عرصه اقتصاد را نیز بی نصیب نگذاشته اند.
اخیراً با افزایش شبکه های اجتماعی در اینترنت، افراد زیادی برای وقت گذارنی و تفریح یا دوست یابی به این شبکه ها مراجعه می کنند، که عوارض آن در رفتارهای اجتماعی افراد بروز می کند. این افراد ابتدا با کنجکاوی از ماهیت شبکه وارد آن جمع می شوند و کم کم به آن علاقمند شده و اعتیاد پیدا می کنند. البته نوع استفاده از آن به فرد بستگی دارد.
قرآن می فرماید: روز قیامت برخی از دست دوست شکایت می کنند که کاش با فلانی رفیق نمی شدم! این فرد مرا گمراه کرد. « وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتَنِی‏ اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا یا وَیْلَتى‏ لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِیلًا لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِی‏…» شاید مصداق فراگیر این سخن در شبکه های اجتماعی کنونی است که افراد فارغ از هر سلیقه و مذهب و گرایش سیاسی و مذهبی در کنار هم قرار می گیرند و به تبادل اطلاعات می پردازند فارغ از اینکه چه اثرات اجتماعی، سیاسی و مذهبی و هویتی برای آنها به شکل آگاهانه و ناآگانه دارد.
سیدحسین شرف ‏الدین از پژوهشگران اجتماعی در عرصه دین و رسانه در مقاله ای تحت عنوان دین و رسانه آوره است: ارتباط میان دین و رسانه یا دین و ارتباطات جمعی و نحوه تعامل عینی آنها از جمله موضوعات محوری، و پرگستره و چندلایه‏ای است که در چند دهه اخیر اذهان دین‏پژوهان و رسانه‏پژوهان را به خود معطوف داشته است. تاریخچه مطالعات این حوزه بیانگر آن است که به رغم بهره‏گیری عملی دین‏مداران از رسانه‏های نوظهور، در انتقال پیام دین و ارجاع مستقیم و غیرمستقیم ارباب رسانه به دین و معارف دینی در برنامه‏های گوناگون خویش تا دهه ۱۹۶۰ تقریبا نوعی جدایی میان دین و رسانه و بالطبع میان مطالعات و تحقیقات این دو حوزه در جریان بود. از این مرحله به بعد است که تحت تأثیر عواملی، تعامل میان این دو واقعیت، دو متن، دو نهاد یا دو عنصر فرهنگی و تکنولوژیکی رفته رفته دست‏مایه بررسی‏های علمی و تأمّلات محققانه واقع شد و نقطه تلاقی‏ها و سطوح تماس بالفعل یا بالقوّه این دو از منظرهای مختلف فلسفی، روان‏شناختی، جامعه‏شناختی، فرهنگی، حقوقی، اخلاقی، زبان‏شناختی و هنری مورد بحث و مداقّه قرار گرفت. البته هنوز هم به رغم توسعه روزافزون قلمرو ارجاعات متقابل و تعاملات اجتناب‏ناپذیر، تعمیق این سطوح در غالب مطالعات مربوط به دین و رسانه، نوعی غفلت از پرداختن جدی به ابعاد، لایه‏ها، اقتضائات، محدودیت‏ها و آثار این درهم آمیختگی مشهود است.
این چرخه ارتباطی، ضلع سومی نیز دارد و آن «فرهنگ» است. فرهنگ به واقع بستر و عرصه وقوع انواع ارتباط، از جمله ارتباطات دین و رسانه است. علاوه اینکه در غالب مطالعات فرهنگی، دین بیشتر به مثابه یک مجموعه فرهنگی و گاه هسته و مؤلفه کانونی یک فرهنگ مورد توجه قرار گرفته است. از این‏رو، دین، فرهنگ ورسانه در قالب ترکیبی جدید، پیچیده، چند لایه و درهم تنیده، حجم قابل توجهی از موضوعات و مسائل قابل مطالعه را در دستور کار پژوهشگران قرار داده است. این حوزه همچنین به دلیل کثرت ابعاد، شاخه‏های علمی گوناگونی را هرچند با نسبت‏های متفاوت در قالب طیفی از مطالعات مشترک و میان‏رشته‏ای درگیر ساخته است. دو مفهوم ترکیبی نسبتا پر بسامد «دین رسانه‏ای» و «رسانه دینی» با معانی متفاوتی که از کاربرد آنها اراده می‏شود، از رهگذر توجه به نحوه ارتباط و تلائم دین و رسانه یا فرهنگ دینی و رسانه پدید آمده‏اند. در ادامه به توضیح اجمالی ‏محورهای ‏مرتبط ‏با موضوع‏ نوشتار خواهیم ‏پرداخت.
۲-۲-۱ دین و مفاهیم دینی
تعاریف متعددی از منظرهای گوناگون درون دینی و برون دینی، برای دین ارائه شده و به ندرت می‏توان تعریفی یافت که بر همه آنچه تحت نام «دین» در جوامع انسانی از آن سخن می‏رود، قابل انطباق باشد. با توجه به موضوع این پژوهش که بررسی ارتباط گرایش دینی و استفاده از شبکه های اجتماعی است در این پژوهش تلاش می شود به تبیین برخی مفاهیم دینی و واژگان مرتبط با آن پرداخته شودبنابراین تعریف برساخته ذیل، به دلیل سنخیت زیاد با موضوع موردمطالعه، مبنای مناسبی برای این گفت‏وگوخواهد بود؛دین مجموعه‏ای از معارف نظری و عملی شامل عقاید و باورها، اخلاقیات، رهنمودهای معطوف به سلوک عبادی و عرفانی و احکام ناظر به رفتارهای فردی و اجتماعی است که در راستای نیل به اهداف متعالی تدوین و تنظیم شده است. بازرترین ویژگی و وجه تمایز این‏مجموعه‏معارف‏ازسایرمعارف،«قدسی بودن» آنهاست.گلیفورد گیرتز (C. Geertz)، مردم‏شناس معاصر، با رویکردی فرهنگی بر آن است که دین همواره هم جهان‏بینی است و هم خلقیات (رفتارها، ارزش‏ها، نگرش‏ها و عواطف). دین ترکیبی است از ایده‏ها و باورهای مربوط به جهان و گرایش به احساس و رفتار بر طبق این ایده‏ها.۴
ایان باربور[۲۱] نیز با عطف توجه به آثار عینی و تحققی دین، از جمله آثار فرهنگی آن، می‏نویسد:
عقاید دینی در درجه اول با مسائل وجودی اهتدای انسان در چارچوب جست‏وجوی معنا، و خصلت یا سرشت اساسی انسان و جهان و شناخت خویشتن و سرنوشت و زمان و تاریخ سروکار دارد. زندگی عرف اهل دین بر محور «هجرت‏ها»ی بزرگ دور می‏زند (تولد، ازدواج، مرگ) و خدمت به بشر و جامعه (شفقت و عدالت)، تذکر و بزرگداشت رویدادهای تاریخی عمده (آیین‏ها و شعائر مقدس و اعیاد) و فراتر از همه عبادت و طاعت خداوند.۵
بیشتر کسانی که از نسبت میان دین و رسانه سخن گفته‏اند، صراحتا یا تلویحا به تعاریفی استناد جسته‏اند که دین را از منظر جامعه‏شناختی و مردم‏شناختی به مثابه بخشی از یک نظام فرهنگی تلقّی کرده است. آراء گیرتز در این‏باره بیش از سایرین مورد توجه و استناد قرار گرفته است. وی در مقاله‏ای تحت عنوان «دین به مثابه یک نظام فرهنگی» بر آثار و کارکردهای فرهنگی دین تأکید کرده است. از نظر وی، فرهنگ «الگویی از معانی است که در راستای تاریخ انتقال می‏یابد و از طریق نمادها تجسم پیدا می‏کند و یا نظامی از مفاهیم است که به انسان‏ها به ارث رسیده و به صورت‏های نمادین بیان می‏شود.» دین نیز از نظر گیرتز، بخشی از یک فرهنگ است که با نمادهای مقدس و کارکردهای آنها سروکار دارد «تا روحیات آدم‏ها، یعنی آهنگ، خصلت و کیفیت زندگی، سبک اخلاقی و زیباشناختی و حالت زندگی آنها، را با جهان‏بینی‏شان، یعنی همان تصویری که از واقعیت و عملکرد اشیا دارند و فراگیرترین اندیشه‏های آنها درباره نظم، ترکیب کند.»۶ این نقش را البته ادیانی همچون اسلام و مسیحیت که متضمن سه نظام ایمانی و اعتقادی، نظام دینی و نظام اخلاقی به صورت متداخل هستند، می‏توانند ایفا کنند.
بی‏تردید دین به عنوان مجموعه‏ای از معارف قدسی با فرهنگ به عنوان میراث مادی و غیر مادی بشر در فرایند زیست اجتماعی در گستره‏ای بی‏حد و حصر و در بستری به درازی تاریخ همواره با هم روابط دوسویه و متقابل داشته و دارند. شدت این ارتباط در برخی قلمروها به حدی است که اساسا تفکیک میان آنها غیرممکن و گاه محال به نظر می‏رسد. به همین دلیل، در میان انبوه تعاریف ارائه شده از فرهنگ، کمتر تعریفی می‏توان یافت که از توجه به آمیزه‏های دینی و قدسی عناصر اعتقادی غفلت کرده باشد.
به بیان (هوور)[۲۲]:آنچه در تجدّد متأخر در غرب روی داده، تأکید بیشتر بر روی مذهبی است که زندگی و عمل می‏شود، این مذاهب زیسته و تمرین شده به طور زاینده‏ای در درون قلمرو رسانه‏ها ادغام شده و به سرعت رسانه‏ای می‏شوند.
بدیهی است که دین عینیت‏یافته و فرهنگی‏شده، به عنوان یک واقعیت اجتماعی، کلیت جامعه و حتی غیرمؤمنان به خود را نیز متأثر می‏سازد. از این‏رو، در حوزه تعامل دین و رسانه چنین به نظر می‏رسد که فرهنگ از یک‏سو، بستر و عرصه داد و ستد دین و رسانه و از سوی دیگر، خود در سطحی گسترده محصول و معلول این تعامل است. به بیان دیگر، دین با واسطه یا در ضمن فرهنگ به رسانه راه یافته و پس از پردازش رسانه‏ای مجددا به صورت فرهنگی شده در گستره اجتماع انعکاس می‏یابد. چرخه سه ضلعی دین، رسانه و فرهنگ در یک ارتباط دیالکتیکی پیچیده به مرور زمان به درهم آمیختگی هرچه بیشتر دین و فرهنگ منجر می‏شود. «رسانه دینی» نیز از نگاه قایلان آن، رسانه‏ای است که به انعکاس فرهنگ دینی تولید یافته در جامعه مؤمنان و در سطحی دیگر به فرهنگی شدن تدریجی دین با هدف انتقال و نفوذ آن به ساحت‏های گوناگون روانی و اجتماعی جامعه و افزایش سطوح تماس توده‏ها با آن کمک می‏کند.
نکته پایانی اینکه، رسانه‏ای شدن روزافزون پدیده‏ها و روابط اجتماعی ـ فرهنگی و کالایی شدن فرهنگ که خود محصول و معلول فعالیت گسترده و نفوذ و غلبه رسانه‏های جمعی و فناوری‏های ارتباطی و اقتصاد فرهنگ است، ضرورت توجه به نقش و اهمیت رسانه و نسبت آن با فرهنگ و مصنوعات فرهنگی، به ویژه دین و فرهنگ دینی را مسجل ساخته است.
شواهد عینی نشان می‏دهد که در دهه‏های اخیر توجه به رسانه‏ها در میان ادیان، به ویژه شاخه‏های گوناگون مسیحیت عمومیت و رشد قابل توجهی یافته است. واتیکان به عنوان مرکز مسیحیت کاتولیک، با اتخاذ موضعی کاملاً مثبت و مشوّقانه، رسانه‏ها را هدایای الهی خطاب کرده و ضمن تأکید بر مسئولیت اجتماعی وسایل ارتباط جمعی، دست‏اندرکاران کلیسای کاتولیک را به استفاده صحیح از فناوری‏های ارتباطی و رسانه‏ها توصیه کرده است.متقابلاً اصحاب رسانه نیزبه دلایلی همچون حضور دین در هسته مرکزی فرهنگ و جامعه، جذابیت‏های ذاتی پیام‏های دینی، انگیزه‏های تبلیغی، رهایی از سلطه فرهنگ سکولار، تقاضای مخاطبان، ضرورت‏های برنامه‏ای، نیازهای انسان نوین و… خود را ناگزیر به مراجعه و بهره‏گیری مستقیم و غیرمستقیم از ذخایر فرهنگ دینی و انعکاس آن در قالب‏های گوناگون برنامه‏ای یافته‏اند.
بر طبق برخی نظریه ها نظریه، از آنجا که ماهیت فناوری و از جمله رسانه‏ها با تسخیر طبیعت و فرهنگ، به جهان‏بینی انسان شکل می‏دهد و این تسخیر و اقتدار به دلیل ماهیت مستقل، با هیچ واقعیت دیگری قابل جهت‏دهی و جهت‏یابی نیست، تلاش برای دینی ساختن رسانه، بی‏فایده یا بی‏معنا خواهد بود. از این‏رو، بر طبق این نظریه ما نه «رسانه دینی» که «دین رسانه‏ای» خواهیم داشت. جمله کلیدی مک لوهان «رسانه همان پیام است» بیان گویا و خلاصه‏ای از نظریه فوق است که به نقش تعیّن‏بخش رسانه به پیام اشاره دارد.ارتباط دین و رسانه با توجه به تنوع پیام‏ها و آموزه‏های دین و متقابلاً تنوع رسانه‏ها و ظرفیت‏های متفاوت آنها، متفاوت خواهد بود. رسانه‏های گوناگون نوشتاری، گفتاری، صوتی و تصویری هر یک به تناسب ظرفیت‏ها و محدودیت‏های ذاتی، راهبردهای فرهنگی، سیاست‏های برنامه‏سازی، نوع و قالب برنامه، میزان تقاضا، نقش‏ها، کارکردها، اهداف و انتظارات، نسبت‏های متفاوتی با دین دارند. علاوه بر اینکه اقتضائات و ظرفیت‏های زمینه‏ای و بافت فرهنگی ـ اجتماعی محل فعالیت رسانه، ویژگی مخاطبان، سطح و نوع تقاضا، امکانات بهره‏وری از توانش‏های بالفعل و بالقوّه رسانه، درجه و توان حرفه‏ای گردانندگان رسانه، مدیریت رسانه، امکانات جانبی فعالیت‏های رسانه‏ای و… نیز در این نسبت‏سنجی مؤثر خواهند بود. پیام‏های دینی نیز فی‏نفسه تنوع درخور توجهی دارند. گاه این تنوع در مقام ابلاغ و ارائه، پیچیدگی بیشتری می‏یابد. برای مثال، یک پیام گاه در قالب سخنرانی یا میزگرد به راحتی قابل ارائه و انتقال است، در حالی که تبدیل آن به قالب‏های تصویری مستلزم بهره‏گیری از تخصص‏های ویژه و اعمال‏تصرفات متناسب خواهد بود؛ روشن است که تبدیل پیام‏های دین به قالب‏های متناسب رسانه‏ای و برنامه‏سازی بر اساس سوژه‏های دینی، نیازمند اعمال تصرفات فنی و حذف و اضافات کارشناسانه خواهد بود. واقعیتی کاملاً طبیعی که گاه موجب بی‏مهری برخی دین‏باوران به رسانه و کارگزاران آن می‏شود.
امروزه کمتر کسی در این گزاره شک می‏کند که جهان وارد عصر تازه‏ای شده که نماد آن اهمیت یافتن اطلاعات است. بسیاری از دانشمندان و صاحب‌نظران علوم اجتماعی بر این باورند که ترکیب و همگرایی فن‌آوری‏های ارتباطی و تجدید ساختار نظام سرمایه‏داری در دهه‏های اخیر ما را وارد عصر و جامعه‌ی تازه‏ای کرده است.
اقتصاد جهانی مبتنی بر اطلاعات، توسعه‌ی فن‌آوری‏های دیجیتالی و فشردگی زمان و مکان از ویژگی‏های این عصر است. موتور محرکه‌ی این تحولات، انقلاب و انفجار اطلاعات و تحولات پرشتاب علمی و فن‌آورانه بوده‌است. در این فرآیند، ابتدا رایانه‏ها به جامعه راه می‌‏یابند و سپس رایانه‏های شخصی به منازل و حوزه‏های خصوصی افراد و خانواده‏ها وارد می‌شوند و بزرگراه اطلاعات را از وسط منازل عبور می‏دهند. وصل شدن رایانه‏ها به خطوط تلفن و دسترسی آسان و نسبتاً کم‏هزینه به اینترنت، افراد را به اطلاعات انبوه و جهانی متصل ساخته و این همه، جنبه‏های مختلف زندگی ما را تحت تأثیر قرار می‏دهد. یکی از جنبه‏های مهمی که از فن‌آوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی جامعه‌ی اطلاعاتی تأثیر می‏پذیرد، دین و هویت دینی است.
در جوامع سنتی، دین بیشتر متأثر از عوامل انتسابی، از پیش مشخص شده و ثابت است. انسان‏ها شبیه یکدیگرند و انسجام بیشتری در ابعاد مختلف هویتی و دینی وجود دارد. لذا افراد جامعه به لحاظ دینی چندان دچار تغییر و دگرگونی نمی‏شوند و اساساً کمتر مسئله‏ای به نام بحران هویت در عرصه دین به وجود می‏آید. اما در جوامع جدید منابع هویت‏یابی متعدد و بیشتر اکتسابی است، زیرا انسان‏ها در گروه‏ها و قشرهای اجتماعی متعددی عضو هستند. لذا هویت انسان‏ها در معرض تغییر است. این‏جاست که مسئله‌ی چالش در عرصه دینی و چالش‏های دینی و هویتی بروز می‏کند.
جامعه‌ی اطلاعاتی باعث تحولات گسترده از جمله تحول در مفهوم زمان و مکان شده است.  فراهم آمدن منابع و مراجع جدید، ذهنیت و هویت افراد و همچنین گرایش ها و اعتقادات دینی آنها را دچار دگرگونی کرده‌است و این مسئله به منطقه یا کشور خاصی محدود نمی‏شود بلکه تمام جوامع را کم‏وبیش دربرگرفته است. جامعه‌ی ما نیز چون دیگر جوامع، در معرض تغییر و دگرگونی قرار گرفته‏ است و آثار و پیامدهای آن را نیز تجربه می‏کند. جوانان، و مخصوصاً قشر دانشجو که به دلیل شرایط خود بیشترین زمینه و کاربرد استفاده از اینترنت را دارند، مستعدترین گروهی هستند که تحت تأثیر این تحولات قرار گرفته‏اند.
به همین منظور ضمن بررسی مفاهیم و مبانی نظری دین و شبکه‌های اجتماعی از دیدگاه صاحب‌نظران حوزه‌های علوم اجتماعی و ارتباطات سعی خواهد شد که رابطه این دو مورد توجه و مداقه قرار گیرد.
۲-۳ مفاهیم نظری
گروهی از نظریه‌پردازان جدید مدعی ظهور و شکل گیری نوعی جدیدی از جامعه‌اند که با گذشته کاملاً متفاوت است. این عده معتقدند ما اکنون در حال پشت سر گذاشتن ” عصر اول رسانه‌ها ” و شاهد ” عصر دوم رسانه‌ها ” هستیم (پاستر، ۱۳۷۷: ۷۴-۷۵).
کارکرد رسانه‌ها هرچند که به لحاظ ماهیت ممکن است تفاوت معناداری با یکدیگر نداشته باشند ولی به لحاظ شکل و میزان اثربخشی و کارایی با هم متفاوت هستند و همین تفاوت در شکل و کارکرد است که می‌تواند ضمن تغییر در میزان و سطح اثر بخشی، اعصار متفاوتی را در این حوزه به ذهن متبادر سازد.
“در عصر اول رسانه‌ها، بعد از جریان تلفن که یک نفر با یک نفر ارتباط برقرار می‌کرد، گروه کوچکی از تولیدکنندگان می‌توانستند اطلاعات، آگاهی‌ها و اخبار را برای اقشار وسیعی از مخاطبان بفرستند. به این معنی که با انتشار دسته اول اخبار و اطلاعات، ارتباط برتر و یک جانبه برقرار می‌شد و به خصوص آنکه نشر در انحصار تولید‌کنندگان محدود و مصرف‌کنندگان بی‌شمار پیام‌ها بود. این شکل از ارتباط چالش‌ها و پیامدهای خاص خود را داشت و دانشمندان زیادی از جمله متفکران مکتب وابستگی، منتقدان جدی آن به شمار می‌رفتند. وابستگی فرهنگی، سلطه‌ی فرهنگی غرب در جهان سوم، سلطه‌ی شرکت‌های بزرگ ارتباطی (اجتماعی‐ فرهنگی) و تولید‌کنندگان فیلم‌های تلویزیونی و سینمایی آمریکا بر جهان سوم و غربی شدن، مهم‌ترین پیامدهای عصر اول رسانه‌ها از منظر نظریه‌پردازان مکتب وابستگی و منتقدان جدی رسانه‌ها است” (بهرام‌پور، ۱۳۸۲: ۷).
عصر دوم رسانه‌ها که از دیدگاه نظریه‌پردازان با ظهور و شکل‌گیری نوع جدیدی از جامعه همراه شده است، از طریق ادغام تکنولوژی‌های جدید ارتباطی ماهواره‌ای، با رایانه، تلویزیون و تلفن ظاهر شده است. در اثر چنین ادغامی، جانشین‌های تازه‌ای برای سیستم قبلی که محدودیت‌های فنی جدی داشت بوجود آمده و این احتمال بسیار قوت می‌گیرد که نظامی مشترک از تولید‌کنندگان، توزیع‌کنندگان و مصرف‌کنندگان بوجود آید. از این رو در این رسانه‌های الکترونیکی عامل تازه‌ای باعث شده است که وضع کاملاً متفاوتی در روابط قبلی و مرزهایی که هریک از این گروه‌ها (تولیدکنندگان، توزیع‌کنندگان و مصرف‌کنندگان) وجود داشت، پدیدار شود. وضعیتی که حتی قادر است سیستم گذشته را به طور کامل ساقط کند و از اعتبار بیاندازد. مارک پاستر از نظریه‌پردازان پست مدرنیسم در تشریح عصر دوم رسانه‌ها چنین می‌نویسد: ” تکنولوژی‌های جدید ارتباطی در حال از بین بردن عقیده‌ی ارتباط عده‌ای معدود با افراد بی‌شمار است. برخی از مرتبطان همواره قدرتمندتر از دیگران خواهند بود. اما فکر بزرگی که در پشت قصه‌های… (این رسانه‌های الکتریکی جدید) نهفته، آن است که برای نخستین بار عده‌ای بسیار با عده‌ای بسیار وارد صحبت می‌شوند. هر روز اشخاصی که استطاعت تهیه لوازم رایانه و پرداخت صورت‌حساب تلفن خود را دارند می‌توانند تهیه‌کننده، مجری، سردبیر و شنونده‌ی خود باشند. هر روز که می‌گذرد داستان‌های آن‌ها بیشتر و بیشتر و دارای سبکی خاص، تحت تأثیر کنش متقابل و توأم با فردگرایی می‌شود. داستان‌هایی که در میدان‌های مختلف، برای شنوندگان گوناگون و به روش‌های متفاوت بیان می‌شود”(پاستر،۱۳۷۷: ۷۵). وی همچنین در ادامه می‌نویسد : ” این انفجار متکی به نوعی فن‌آوری است که با چاپ و رسانه‌های نخستین عصر رسانه‌ها تفاوت دارد؛ ارزان، انعطاف پذیر، در دسترسی فوری و آسان است “(پاستر،۱۳۷۷: ۷۵).
تعاملی بودن[۲۳]، جمع‌زدایی[۲۴]، ناهمزمانی[۲۵]، تمرکززدایی[۲۶]، ظرفیت بیشتر[۲۷] و انعطاف‌پذیری[۲۸] از جمله مهم‌ترین ویژگی‌های وسایل ارتباطی همگانی در دوره‌ی کنونی به شمار می‌آیند (شکر خواه، ۱۳۸۲). این ویژگی‌ها باعث شده‌اند که افراد استفاده کننده از ابزارهای نوین، توانایی بالایی در تحول و ایجاد اطلاعات داشته باشند و بدین‌ترتیب ابزارهای ارتباطی از حالت یکسویه بودن خارج شده و بیشتر جنبه‌ی تعاملی به خود بگیرند. بنابراین می‌توان گفت صرف‌نظر از تأثیرات منفی تکنولوژی بر زندگی افراد که نمی‌توان از آن غافل ماند، نباید موافق با منتقدان تکنولوژی از جمله متفکران مکتب فرانکفورت بود که بیشتر بر جنبه‌های منفی تکنولوژی اصرار داشتند و از آن تحت عنوان ” صنعت فرهنگ ” یاد می‌کردند. زیرا در عصر دوم رسانه‌ها ظاهراً تضاد انحصاری میان تولید کنندگان و مصرف کنندگان پیام‌ها از بین می‌رود و تولید نه تنها دیگر یک طرفه نخواهد بود، بلکه در انحصار گروهی خاص قرار نخواهد گرفت. آن هم به این دلیل است که ساخت و ویژگی‌های وسایل نوین ارتباطی از بیشتر جوانب با ساخت وسایل ارتباطی پیشین متفاوت می‌باشد. هرچند که از این نکته نیز نباید غافل شد که تکنولوژی ارتباطی هم‌چنان در اختیار عده‌ی معدودی است که از این طریق می‌توانند بر جریان اطلاع‌رسانی تأثیرگذار باشند.
۲-۳-۱ اینترنت

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.