بهبود هوش سازمانی:/پایان نامه درباره هوش سازمانی

  • نشر داخلی علم
  • تمرکز سازمانی و نوآوری همیشگی (Aruhan et al , 2009 :2).
  •  

    ۲-۲-۴. بهبود هوش سازمانی :

    کلید باقی موندن سازمان در دستان افراد سازمانه  پس در عصر اطلاعات و ارتباطات ، هوش عامل تعیین کننده ای در این رقابت جهانیه. (Moghali et al, 2008:6)

    بهبود در هوش سازمانی همیشه موضوع مطلوب و ممکن واسه سازمانا بوده. فواید اینجور بهبودی در سازمانا بیشمار هستن. سازمانا در کوتاه مدت به موفقیت بیشتری دست پیدا می کنن و در دراز مدت دیدگاه عالی تری واسه رشد و باقی موندن دارن روحیه کارکنان تقویت می شه و تک تک کارکنان فرصتای مناسب تری واسه کامیابی و رشد شخصی پیدا می کنن. در سیستمای اجتماعی- اقتصادی گسترده تر ، سازمانای هوشمند ثروت بیشتری رو به . این ثروت نه فقط اقتصادی بلکه در بر گیرنده پتانسیل افراد در سازمان هم می شه (مرجانی و همکاران ،۱۳۸۹ :۶).

    هوش سازمانی به عنوان راهبردی مهم و لازم واسه حفظ مزیت رقابتی سازمانا و صنایع پیشرفته و به عنوان یه ضرورت واسه رسیدن به بهره وری بیشتر در سازمانا و صنایع کوچیک و بزرگ مطرح شده . سازمانای باهوش  توان ذهنی خود رو هم مثل توان فیزیکی شون رو زیاد می کنن. با هوش ترین سازمانا براساس اصل ” هیچ وقت خوب به اندازه کافی خوب نیس” عمل میکنن (Halal, 1998:23).

    موضوع هوش سازمانی، به خاطر این که رسیدن به دانایی رو در سازمانا زیاد کرده و باعث پیدایش مزیت رقابتی جدیدی در اونا گردیده ، می تونه سازمانا رو بیشتر از قبل در مورد پرداختن به بحث سازمانای باهوش و بررسی رابطه هوش سازمانی با متغیرها و عوامل درون و برون سازمانی کمک کرده و گامی مهم واسه بهتر شدن کارایی و تاثیر و افزایش بهره وری سازمانی برداره.(Akgan,2007:286)

    واسه بهتر شدن هوش سازمانی ، رویکردا و سبکای متفاوتی هستن ، اما ایده های بنیادی برابری هست:

    راهبردای ارتباطی : توجه به وسعت مفاهیم و مقاصدی که بطور موفقیت آمیزی در درون سازمان مخصوصا بین خرده فرنگای چندگانه به اشتراک گذارده شدن.

    جست و خیز گروه : توجه به چگونگی همکاری افراد با همدیگه ، فرایندا و ساختارهای روانشناسانه تیما و گروه ها و تاثیری که در تقویت سازمان دارن.

    مدیریت علم :  توجه به چگونگی پرورش نظرات ، اطلاعات و سرمایه های فکری و گسترش و جایگزینی اونا در درون سازمان.

    مدیریت خطر : توجه به جربزه گروه ها و افراد و روبرو شدن و یا ترس از اونا و عقب نشینی کردنشون در مقابل رقابت و نبود قطعیت وظایف.