تاریخچه مدیریت استعداد/:پایان نامه درباره شایسته سالاری

مدیریت استعداد فرایندیه که از زمان ظاهر شدن بازم راه تغییر رو میگذرونه، با آگاه شدن رهبران سازمان از این حقیقت که استعدادها و توانائیهای کارکنان آنانه که کار و کاسبی اونا رو به سمت موفقیت هدایت می کنه، شرکتا بر اون شدن تا در زمینه های مدیریت استعداد وارد عمل شن و واسه حفظ کارکنان با پتانسیل بالای خود تلاش کنن(چماتونی، ۲۰۱۱).

علاوه بر موارد اشاره شده در بالا واژه جنگ واسه استعداد هم واسه اولین بار به وسیله شرکت مکینزی مطرح و در ادبیات مربوط به مدیریت استعداد مصطلح گردید.

در بررسی شرکت مکینزی مشاهده شد که سازمانهایی که در جذب، پیشرفت و نگهداری مدیران با استعداد موفق تر هستن اندازه سود دهی بیشتری دارن، همین امر دلیل گردید نگاه به افراد با استعداد واسه سازمانها  عوض شده وبه اونا به دید یه منبع ایجاد مزیت رقابتی نگریسته شه. (بعویس، ۲۰۱۲).

بر خلاف معروفیت و استقبال از مدیریت استعداد، مثل بعضی از رویکردها بخش مدیریت منابع انسانی ،   هنوز یه تعریف دقیق و کامل از استعداد و مدیریت استعداد از طرف کارشناسان در منابع انسانی ارا ئه نگردیده س(لزلی، ۲۰۱۳).

باتوجه به نبود وجود یه تعریف کامل از استعداد و مدیریت استعداد بعضی کارشناسان تعاریف چندی از این دو واژه کردن که در زیر بعضی از اونا آورده می شه.

۲-بعضی تعاریف  استعداد

  • استعدادرابه معنی گروه اصلی، رهبران، کارشناسان فنی وهمکاری کنندگان کلیدی که شرکت رو اداره می کنن تعریف کرده(رضائیان، ۱۳۸۸).
  • استعداد رامیزان نسبی پیشرفت فرد تو یه فعالیت برآورد می کنن. اگه واسه به دست آوردن مهارت تو یه فعالیت افراد جور واجور درشرایط و موقعیت برابری قرار بگیرن متوجه می شیم که افراد جور واجور تفاوتهایی از دید اندازه کسب اون مهارت نشون میدن(گوتمان، ۲۰۱۲).
  • استعداد یه سری از توانائیای فرد شامل مهارت، علم و ظرفیت واسه رشد و توسعه س
  • نیروهای هدف دار رو یه سری از منابع و پتانسیلای تخصصی، مناسب، کم پیدا و غیر قابل تقلید تعریف کردن که دلیل ایجاد مزیت رقابتی واسه سازمان می شه(هامل، ۲۰۱۴).

de chematony

de chematony

Beuis

leslie