تدلیس و نهاد مشابه//پایان نامه تدلیس در نظام حقوقی

اینجا این سوال مطرح می شه به چه دلیل اشتباهی که در نتیجه خدعه وفریب طرف قرارداد ایجاد می شه در گروه عیوب اراده به شار نمیاد و عقد رو از اعتبار نمیندازه؟

در جواب به این سوال بعضی از استادان فکر می کنند که باید با در نظر گرفتن قلمرو اشتباه و گذشته تاریخی خیار تدلیس باید اونا رو با هم جمع کرد: میدونیم که اشتباه در حقوق ما دامنه محدود داره تا استواری و استواری معاملاترا به کم خطایی از بین جنگ. اشتباه در صورتی عیوب اراده س که در دلیل کلی عقد انجام بشه و جلوه گاه اون در خود موضوع معامله یا شخصیت طرف عقد باشه. حالاگر بخوایم در این قلمرو تدلیس رو هم از جمله عیوب اراده به حساب بیاریم تکراریه ناشایسته که باید از اون دوری کرد چون تدلیس فقط وسیله واسه القا شبه س و فریبکاریه و اون چیزی که در تراضی اخلال بوجود میاره تصور نادرستیه که در نتیجه اون ایجاد میشه و مبنای ایجاد رضا بر انجام معامله س. پس منطق لازم میکنه تنها اشتباه از عیوب اراده باشه و تدلیس قلمرو دیگه و ضمانت اجرای دیگه پیدا کنه.

البته استادان دیگری فکر می کنند که با در نظر گرفتن دسته بندی کلی اشتباهات که در معامله صورت میگیره میشه گفت که به واقع تدلیس هم ایجاد اشتباه می کنه. البته در نوع دوم اشتباه باید تفاوتایی قائل شد اینجوری که اگه اشتباه در وصف جوهری (صورت نوعیه) باشه به قصد صدمه می زنه و موجب بطلانه و اگه در اوصاف فرعی باشه موجب خیار فسخه مثل اینکه به وجود اومده توسط تدلیس باشه یا نباشه.

حال این سوال مطرح می شه که فایده نظریه تدلیس چیه و در کجا ظاهر می شن؟

در جواب باید گفت که فایده این نظریه در اینه که فریب به وجود اومده توسط اون در قلمرو اشتباه موثر قرار نمی گیره و لکن پشتیبانی از گول خورده (مدلس) و مجازات حیله گری تدلیس کننده (مدلس) لازم میکنه که اجبار به وجود اومده توسط اینجور قراردادی از بین بره و در صورت گول خورده بمونه که پس از کشف واقع هم بدون داخلی باشه.

مانند اشتباهی که در نتیجه پوش,ندن عیوب کالا یا وانمود ساختن وجود اوصاف کمالی در طرف قرارداد بوجود اومده و اون رو به انجام معامله ای ناخواسته تشویق کرده یا اشتباهی که دلیل کلی عقد نیس یا فریبی که باعث اشتباه در انگیزه های مشخصی طرف قرارداد شده یا اشتباه در قیمت بدون اینکه به غبن خاص منجر شه و مواردی مثل این، پس تدلیس در انگیزه اصلی یا دلیل کلی عقد که از ان به تدلیس جوهری یا اصلی نام می برندسبب بطلانه نه خیار فسخ..

این اشتباه اگر بدون دخالت طرف قراردا حاصل می شد جز در موردغبن فاحش هیچ التزام دیگری نداشت ولی در فرض ما که کلک اون (مدلس) اون رو القا کرده خیار فسخ بوجود میاره.

شایگان- دکتر سید علی- حقوق مدنی – ش ۱۶۱، ۱۶۴

 قائم مقامی- دکتر عبدالمجید – حقوق متعهده- ج۲- ص۲۶۷