تعریف مدیریت دانش،پایان نامه درباره چابکی سازمانی

بهات (۲۰۱۰) مدیریت علم رو روند خلق، ارائه، پخش و استفاده علم در سازمان به وسیله افراد تعریف می‏کنه. مدیریت علم روش شناسایی، در اختیار گرفتن، سازمان دهی و پردازش اطلاعات جهت خلق علم می‏باشه که پس از اون پخش می‏شه و بعد در دسترس بقیه قرار می‏گیرد تا واسه خلق علم بیشتر استفاده شه(رادینگ، ۱۳۸۶).

با اینکه همه تلاش‏های فوق دارای فرق‏های چندی در تعریف و توضیح مدیریت علم می‏باشن اما به نظر می رسه در تموم این موارد تلقی برابری از مدیریت علم وجود داشته باشه، ” مدیریت علم: فرایندی واسه به جریان انداختن علم در میان افراد سازمان به عنوان ابزاری واسه رسیدن به نوآوری در فر ایندها، اجناس و خدمات، اراده کردن موثر، و برابری سازمان با محیط پویا و بازار رقابتی(داونپورت و پروساک،۱۹۹۸).

مدیریت علم لازمه احساس تعهد در جهت خلق علم جدید، گسترش اون در سراسر سازمان و تبدیل اون به اجناس ، خدمات و نظام‏ها(نوناکا،۲۰۱۱)، امور روزمره ، فرهنگ و راهبردهاست . انتقال علم عبارت است از کامل کردن علم ، تقسیم علم ، آزمایش و جمع شدن علم و در آخر گسترش و حفظ مهارت در سراسر سازمان (پلتون ،۲۰۰۶).

مدیریت علم سیستم بهینه سازی کسب و کاره که علم لازم یه سازمان رو به گونه‏ای که کارکرد کارکنان و توان رقابتی اون رو ارتقا بخشه، شناسایی، کسب، و یا خلق کرده و به تسهیم اون در میان کارکنان کمک می‏کنه تا در راه رشد سازمانی استفاده کنن، و با ارزشیابی دائمی اون کیفیت علم رو ارتقا می‏دهد(برگرون،۱۳۸۶). مدیریت علم یه روش بهینه‏سازی کسب و کاره و به تکنولوژی خاص یا منبع اطلاعاتی محدود نمی‏شه. در بیشتر موارد، تنوع گسترده‏ای از تکنولوژی‏های اطلاعاتی که در ابتکار مدیریت علم تاثیر بسیا ر دارن به‏ کار می‏گیرد(پروست،روبودت،۱۳۸۵). مدیریت علم به الگوهای تعامل میان فناوری ها، فنون و افراد شکل می بخشه. مثلا تکنولوژی اطلاعات در مورد جمع آوری، ذخیره و اشاعهء اطلاعات خوب عمل می‏کنه ولی در تعبیر اون ناتوانه(بات، ۱۹۹۸).در تحقیقی به این نتیجه رسیده که سازمان‏هایی که در بلندمدت از مدیریت علم استفاده می‏کنن در روابط اجتماعی و فنی خود با احتیاط هستن. رسیدن به راه حل‏های فنی امکان پذیره، اما واسه مدیریت علم، سازمان باید محیط مشارکت، همکاری و اشتراک علم رو به وجود آورد. براساس تحقیق «ارنست» و «یونگ» ۵۰ درصد از کارشناسان می گن که تغییر رفتار بشر یکی از مسائل اجرایی انتقال دانشه «Glasser,1998» به خاطر همین در پروژه‏های مدیریت علم بر تغییر روندهای سنتی و تقویت ساختارها و فن‏بیاری ها تأکید می شه. پس شبیه ساختن کم کم اصول مدیریت علم در سازمان یکی از مهمترین اولویت‏ها هستش.  کلا تکمیل برنامه‏های مدیریت علم نیاز به تغییر در فلسفه سازمانی داره در حالی که فلسفه مدیریت علم بر همکاری در جهت اضافه کردن به ارزش کالا و خدمات تأکید داره. مدیریت علم طیفی وسیع از فعالیت‏هاست که واسه مدیریت، مبادله، خلق یا ارتقای سرمایه‏های فکری در سطح کلان به کار می‏رود. مدیریت علم طراحی هوشمندانه فرایندها، وسیله، ساختار و … با قصد افزایش نوسازی، اشتراک یا بهبود به کار گیری دانشه(پاک ذات،۱۳۸۲،ص۹۸).

malhotra

Bacovitz and wiliamz

bohat

rading

Davenport and prusak

nonaka

peltoon

bergron