حمایت از کودکان بی سرپرست/پایان نامه ازدواج سرپرست و فرزند خوانده

اولین دارالایتام در دروازه قزوین و اولین دارالرضاعه که همون شیرخوارگاهه در دروازه دولت در سال ۱۲۹۸ تاسیس شد. در سال ۱۳۲۴ هجری شمسی پرورشگاه دروازه دولت تغییر نام داد و بنگاه جداگونه پرورشگاه کودکان نامیده شد. در سال ۱۳۳۸ هجری شمسی بنگاه پرورش کودک به صورت جدا شده از هم دختران از پسران پرداخت. این بنگاه در سال ۱۳۴۱ هجری شمسی با دارالایتام دروازه قزوین ترکیب شد. در سال ۱۳۳۲ خانوم پروین دولت آبادی ۵۴ نفر از کودکان بی سرپرست پرورشگاه شهرداری رو به باغی در ورامین برد و محلی به نام بنگاه پرورش کودک درست کرد.

در دوره گذشته، سیاستای رژیم در جهت گسترش و گسترش پرورشگاها استوار بود و با نبود توجه به ارزشای اسلامی و بسیاری نیازمندیا، فقر، محرومیت بعضی خونواده ها و بقیه زمینه هایی که موجب آسیب در جامعه می شد با تبلیغ رژیم گذشته به امور کودکان بی سرپرست که باعث شد روند روبه رشدی در ایجاد مراکز نگهداری از کودکان بی سرپرست باشه رو تماشاگر باشیم. هم اینکه تعداد خیلی از کودکان با بریدن از خونواده های خود در حالی که دارای خونواده بودن به مراکز نگهداری و پشتیبانی از کودکان پناه می آوردن و از طرفی خونواده هایی که از سر نداری و فقر درمونده بودن، کودکان خود رو به این مرکز می سپردند بطوری که با مقایسه آمار این پرورشگاها در سال اول تاسیس و سال پنجم، میشه به سرعت وحشتناک روبه رشد جذب این کودکان فهمید.

گفتار سوم : پشتیبانی از کودکان بی سرپرست پس از انقلاب

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و قرار گرفتن جمهوری اسلامی براساس آموزهای تعالیم دینی، سیاستای دولتی تغییر کرد. از نظر اسلام، هیچ محیطی واسه کودکان، مناسب تر از محیط طبیعی اونا یعنی خونواده نیس. محیط پرورشگاها تحت تاثیر فرهنگ دوره قبل از انقلاب و بی بند و باری ضعیف شده بود. فرزندانی که در این محیطا رشد می کردن از ضعفایی بهره مند بودن که آثار داغون کننده اون، در شخصیت اونا تاثیر می گذاشت. سیستم گسترش پرورشگاه که اختراعی غربیه و مورد توجه اسلام نبوده، اگر مسلمانان از سرپرستی کودکان غفلت کنن، جهت فسادی که از بی سرپرستی کودکان به جامعه می رسه اون رو تجویز می کنه. به خاطر این سیاستای دولت شروع به ترکیب و جمع آوری سازمان گسترده پشتیبانی از کودکان بی سرپرست، در قبل از انقلاب کرد و پشتیبانی از این کودکان رو در کانونای خونواده و شبه خونواده  روش زوم کرد.

با در نظر گرفتن سیاستای کلی دولت، پرورشگاها در سالای پس از انقلاب برچیده شد و بعضی از اونا مزاحم و مابقی درهم ترکیب گشتن. بطوری که الان چند واحد کوچیک در غالب شاخه خدماتی حمایتی سازمان بهزیستی کشور باقی می مونه.با در نظر گرفتن وظایف قانونی دولت، در پشتیبانی از کودکان بی سرپرست، که حضانت این جور کودکان رو رو دوش داره، وجود این جور مراکز رو اعلام می نمایاند. از این رو پرورشگاها، بطور کامل جمع آوری نشده و بطور محدود هست. وجود کودکان بی سرپرست واقعیتی رد ناپذیره و جمع آوری مراکز نگهداری این کودکان، موجب برچیده شدن معضلات نمیشه. واسه حل این مشکل، تنها برچیدن زمینه های نگهداری از کودکان کافی نیس و روشای جایگزینی از جمله نگهداری از کودکان در کانون خونواده و تحت پشتیبانی دولت و قوانین نام برد، که بچه خوندگی یکی از این روش ها هستش. البته غیر از بچه خوندگی، عملکرد دیگری، مثل شبه خونواده و ایستگاه موقت فرزندان و … هم وجود دارن. شبه خونواده به خونواده هایی می گن که به شکل موقت، پذیرای کودکانند، و علاوه بر نگهداری کودکان خود، مراقبت و پرورش یک تا چند کودک رو قبول می کنن. کودکان مشمول این طرح، در چارچوب کودکان دارای شرایط فرزندخواندگی نیستن و علاوه بر کودکان بی سرپرست شامل کودکان بد سرپرست می شن.

صنعتی نیا، عباسعلی، کاوشی دور و بر کودکان بی سرپرست، ناشر روابط عمومی بهزیستی کشور، ۱۳۷۵، صفحه۷ .

صنعتی نیا، همون منبع .

قانون شهرداریا، مصوب ۱۳۳۴، ماده ۵، بندهای ۶ و ۲۲ .

صنعتی نیا، همون منبع، صفحه ۸ و ۹.

ایپکچی، م، پایان نامه دوره کارشناسی ارشد روش های نگهداری و سرپرستی ایتام در اسلام، رشته حقوق خصوصی، دانشگاه تهران، ۱۳۲۶، گذشته.

صنعتی نیا، همون منبع، صفحه ۱۰.

صنعتی نیا، همون منبع، صفحه ۳۹.