خودکارآمدی:/پایان نامه درباره اضطراب امتحان

براساس این نظریه ، فرد تو یه نظام علیّت سه جانبه بر انگیــزش و رفتار خود اثر میذاره. بندورا(۱۹۷۷) اثرات یه بُعدی محیط بر رفتار رو که یکی از مفروضهای مهم روانشناسان رفتارگرا     بوده، رد می کنه. آدما دارای یه جور نظام خود کنترلی و نیروی خود تنظیمی هستن و به وسیله اون نظام    بر افکار، احساسات و رفتارای خود کنترل دارن و نقش تعیین کننده ای در سرنوشت خود اجرا می کنن. (عبدالهی، ۱۳۸۵)

یکی از جنبه های مهم کنترل فردی خودکارآمدیه به وسیله بندورا(۱۹۷۷) مطرح شده. افراد دارای این ویژگی فکر می کنند که انجام کارای مورد نظرشون همراه با موفقیته(سارافینو، ۲۰۰۲). آدمایی که خودکارآمدی کمی دارن احساس می کنن که در اعمال کنترل بر رویدادهای زندگی درمونده و ضعیف ان، اونا فکر می کنند هر تلاشی که می کنن بیهوده س. وقتی که اونا با مانعی روبرو می شن اگه تلاش اولیه شون در رویارویی با مشکلات بی نتیجه بوده باشه، خیلی سریعً قطع امید می کنن. آدمایی که خودکارآمدی پایینی دارن، حتی تلاش نمی کنن که بر مشکلات پیروز شدن، چون راضی شدن هر کاری بکنن بیهوده س و تغییر در شرایط ایجاد نمی کنن. خودکارآمدی پایین می تونه انگیزه رو نابود کنه، آرزوها رو کمرنگ کنه و در توانایی شخصی تداخل ایجاد کرده و در آخرً اثر نامطلوبی بر سلامت بزاره. اما کسائی که خودکارآمدی بالایی دارن می گن که می تونن بطور مؤثر با رویدادها و شرایط برخورد کنن. از اونجائیکه اینجور آدمایی در روبرو شدن با مشکلات انتظار موفقیت دارن روی تکلیف ایستادگی کرده و بیشتر در سطح بالایی عمل میکنن. این افراد در مقایسه با افراد دارای خودکارآمدی پایین از دودلی کمتری نسبت به توانایی خود بهره مند هستن و اطمینان بیشتری به خود دارن. اینجور آدمایی مشکلات رو رقابت می بینن نه تهدید و فعالانه موقعیتای جدید رو جستجو می کنن، چون خودکارآمدی بالا ترس از شکست رو کم می کنه، سطح آرزو رو بالا می بره و توانایی مسئله گشایی و تفکر تخیلی رو بهتر کنه. (شولتز،شولتز ترجمه یحیی سیّد محمدی)

اصول خودکارآمدی در رشته ها و موقعیتها جورواجور بررسی شده .

بندورا عقیده داره که رفتار آدمی بیشتر” یه رفتار خود نظم دهیه . از جمله چیزایی که آدم از تجربه مستقیم یا تجربه غیر مستقیم می آموزد معیارای عملکرده و پس از اینکه این معیارا آموخته شدن، پایه ای واسه ارزشیابی شخصی فردبه تعداد میان .

اگه کارکرد شخص تو یه موقعیت مشخص با معیارش هماهنگ یا از اون بالاتر باشه، اون رو مثبت آزمایش می کنه، اگه پائین تر از معیارا باشه اون رو منفی آزمایش می کنه. (بندورا۱۹۷۷ )

بندورا واسه هر عمل تعیین کننده ای پیشایندی رو مشخص می کنه  که یکی از تعیین کننده های پیشایندی رفتار رو انتظار خودکارآمدی می دونه . بندوراخودکارآمدی رو یکی از فرایندهای شناختی می دونه که ما از راه اون خیلی از رفتارای اجتماعی خود و خیلی از خصوصیات شخصی رو گسترش می دیم . تئوری خودکارآمدی بدین گونه س که رفتارای آدما به این بستگی داره که فرد باور داشته باشه که می تونه عمل خاصی رو با موفقیت به انجام برسونه . این باورها علم فرده از نوع نیازهایش و چگونگی جواب به اونا که همون لیاقت ادراکی اونه . باوجود اینجور دلیلی در درون فرد ، چیزهای مورد علاقه در اون به ظهور و بروز می رسه و باعث رضایت خاطر اون می شه . یا به دست آوردن مهارت ادما از استانداردهای شغلی و خودکارآمدی بالاتری بهره مند می شه . شدت اطمینان مردم به خودکارآمدیشان مشخص می کنه که اونا به آزمایش حتی کنار اومدن با موقعیتای مشکل می پردازن یا نه ( بندورا ۱۹۷۷ )

-Social cognition

– Sarafino

– Shultz & Shultz