رویکرد بوتن:/پایان نامه هموابستگی زوجین

علاقمندی اون درآن زمان همزیستی مادر- بچه بود ,که بدست اومده به معنی تفاوت خودمون شد. مهمترین دستاوردبوئن, غیر مثلثی  کردن خود از والدینش بود که عادت کرده بودن در مورد همدیگه پیش اون شکایت کنن. اومتوجه شد تکرارکردن چیزی  که فرد به شما درمورد دیگری میگه، راهیه واسه توقف  مثلث سازی . درطی  تلاشایی که بوئن درخانواده  خود انجام داد، کشف کرد که جدا کردن خود بزرگترین  نتیجه کار دررشدیک فرداست. جدا کردن خود ازخانواده وقتی کامل می شه که این روابط بدون قرارگرفتن درواکنشای عاطفی ویا مثلثها باشه. توانایی واسه بی طرف موندن وتوجه به پروسه ونه محتوای بحثای خانوادگی چیزیه که دکتر از یه شرکت درنمایش  خانوادگی جدا می سازه. بوئن واسه کنترل سطح هیجان اعضای خونواده رو تشویق می کرد تابا اون حرف بزنن نه با همدیگه (نیکولز،مایکل و نیکولز، شوارتز، ریچارد.۲۰۰۶دهقانی, ۱۳۹۳)بوئن وپیروانش معتقدندکه تغییردرنظریه بوئن مبتنی بردیدگاهای طبیعیه,که آدمی رامحصول فرآیندی تکاملی می دونه، ودرعین حال ،واجدویژگی هاییه که درتمامی پروسه های طبیعی حضور داره.

نیرومحرکه زیر بنایی خیلی از رفتارای بشر به وجود اومده توسط فرازونشیب زندگی خانوادگی وکش وقوسهای همزمان میان اعضای  خونواده برسردوری ازهم ودرعین حال،باهم بودنه (وایلی،۱۹۹۰) (گلدنبرگ، ایرنه و گلدنبرگ، هربرت ترجمه شاهی براواتی, ۱۳۸۸). بوئن عقیده داره در جامعه انسانی یه جور « نیروی زندگی» که از ریشه ای ذاتی برخورداره، کودک رو به رشد رو به شخصی بهره مند از احساسات جدا از هم تبدیل می کنه که می تونه به تفکر، احساس یا عمل بپردازه. در واقع، این نیرو، نیروییه که افراد رو به سمت «برتری» می بره. هم زمان نیروی دیگری که اونم ریشه ذاتی داره، کودک و خونواده رو به حفظ پیوندهای عاطفی یا «باهم بودن» می بره. در نتیجه این نیروهای تعادلی، هیچکی به جدایی عاطفی کامل از خونواده دست نخواد یافت؛ اما از دید مقدار تمایزی که هر فرد به دست می آورد، تفاوتای قابل توجه ای هست. هم اینکه از دید استقلال عاطفی ای که فرزندان واسه یه خونواده به اون می رسن هم اختلافایی هست (گلدنبرگ، ایرنه و گلدنبرگ، هربرت ترجمه شاهی براواتی, ۱۳۸۸). بوئن در شروع کارش معنی «خودجمعی نامتمایز خونواده» رو برگرفته از مفاهیم روان تحلیل گری واسه توضیح معنی « به هم چسبیدگی» عاطفی خونواده به وجود آورد؛ وضعیتی که در اون «یه جور وحدت عاطفی مشترک در تموم سطوح هست». گاه نزدیکی عاطفی به اندازه ای شدیده که اعضای خونواده احساس می کنن از احساسات، افکار، تخیلا و رویاهای همدیگه باخبرند؛ که این صمیمت می تونه به حالت ناخوشایند نزدیکی بیش از اندازه و در آخر رانده دوطرفه بین دو عضو ختم شه.

Ker

Waili

  life force