شرط باطل مبطل/:پایان نامه شروط ناعادلانه قرارداد

شرط مجهولی که موجب جهل عوضین شه موجب بطلان عقد می­شه بدین توضیح که شرط مجهولی که عوضین رو در عقد نامعلوم کنه چون معلوم بودن مورد معامله از شرایط اساسیه؛ شرط نامعلوم معلوم بودن مورد معامله رو نامعلوم کرده و عقد رو هم به دلیل نداشتن شرایط اساسی باطل می کنه. ماده ۴۰۱ و ۴۵۸ قانون مدنی می تونه از مصادیق شرط مجهولی باشه که جهل اون به عوضین سرایت می کنه. ماده ۴۰۱ در مورد مدت خیار شرطه که باید مدت اون دقیقا معلوم باشه. و طبق این ماده اگه واسه خیار شرط مدت مشخص نشده باشه هم شرط خیار و هم بیع باطل هستش.چون که جهل به مدت خیار جهل به عوضین رو به همراه داره. و یا ماده ۴۵۸ در مورد بیع شرط مقرر کرده: و هم اینکه می تونن شرط کنن هر گاه بعض مثل ثمن رو رد کرد خیار فسخ معامله رو نسبت به تموم یا بعض مبیع رو داشته باشه. اگه اون بعض ثمن یا مبیع مشخص و معلوم نشه و نامعلوم بمونه جهل اونا موجب جهل عوضین شده و بطلان عقد رو به دنبال داره. بعضی از توافقا نمی تونن به عنوان تعهد و التزام جداگونه باشن و باید پیرو عقد دیگه قرار بگیرن مانند وصف مورد معامله و زمان اجرای اون که به صورت شرط صفت و اجل مورد توافق دو طرف در عقد اصلی قرار می گیرد. تواقایی که می تونن خود به عنوان قرارداد جداگونه باشن و لازم نیس که ضمن عقد دیگری درباره اونا توافق انجام بشه ولی دو طرف ، به دلایلی ، بیشتر ضمن عقد لازمی نسبت به اونا توافق می کنن.( محقق داماد، ۱۳۸۱، ۷۳ )

مبحث سوم: معنی عدالت قراردادی

گفتار  اول: معنی عدالت درحقوق ایران

« عدالت » مفهومیه که بشر از شروع تمدن خود، اون رو می شناخته و واسه قرار گرفتن اون کوشیده مشاهده طبیعت و تاریخ رویدادها، و اندیشه در خلقت، از زمان های قدیم آدم رو متوجه ساخت که آفرینش جهان الکی نبوده و هدفی رو دنبال می کنه ( علیزاده، ۱۳۸۴، ۱۱ ) آدم هم در این مجموعه منظم و با هدف قرار گرفته و با اون همگام و سازگاره. پس، هر چیزی که هم جهت با این نظم طبیعی باشه، درست و عادلانه س. حقوق هم از این قانون بیرون نبوده و مبنای اون در مشاهده موجودات و اجتماع گوناگونه. پس، از توجه « چیزی که هست » می توان به جوهر « چیزی که باید باشه » رسید. به بیان دیگه، در روش ارسطویی جستجوی عدالت، واقع گرایی و پایه اون مشاهده و تجربه س. نفس آدمی هم  به عدالت  نیازمند