قلمرو تدلیس//پایان نامه تدلیس در نظام حقوقی

اگه بایع تدلیس کرده باشه مشتری حق فسخ بیع رو داره و همچنینه بایع نسبت به ثمن شخصی در صورت تدلیس مشتری، عقد بیع نمونه شایع عرضیه که بر اون آسون کردن بیان آورده می شه ومبیع و ثمن محل معمولی حیله گریهاست وگرنه هیچ ویژگی خاصی در اونا نیس که حکم تدلیس رو مخصوص به خود کنه. این جور نیس که بشه فریبا رو مورد شمارش قرارداد والبته احتیاجی هم به انجام این کار احساس نمی شه والبته نمونه های متعدی هم هست که تدلیس در عقود دیگری (غیر از بیع) و در مسائل پراکنده صورت میگیره.

مثلا فردی به واسطه شهادت اشتباه دیگری خود رو متمکن نشون بده و طلبکار براساس این فریب ضمانت اون رو قبول می کنه. فروشنده منزلی مبادرت به بیان اوصاف نادرست در مورد منزل خود می کنه تا بتونه ان رو با قیمت بالاتری به قروش برسونه. بیمه گذار اطلاعات نادرستی رو در اختیار بیمه گر قرا میده تا خطر رو ناچیز جلوه دهد. خواستگاری خود رو صاحب عنوان و با به کار گیری اسناد و هویت دیگری خود رو هنرمند و فردی معروف معرفی می کنه و کارمندی که در امتحان ورودی تقلب می کنه تا استخدام شه. فوتبالیستی خود رو بازیگر تیمی سر شنای معرفی می کنه تا بتونه قرارداد بالاتری رو منعقد کرده و پول بیشتری رو دریافت کنه یا اینکه مصدومیت خود رو مخفی کنه.