ماهیت کیفر حبس//پایان نامه جایگزینهای  کیفر حبس

الان این تقسیم بندیا کهنه و بی اعتبار گردیده ولی مقنن اسلامی ایران از اصطلاحات حبس تعزیزی و بازدارنده سخن گفته و حبس از نوع حد هم در قوانین کیفری هست که علی الاصول باید تفاوتایی با همدیگه داشته باشن.  ولی طوری که توجه می شه، شکل های جور واجور نامبرده از دید ماهوی و حقوقی – جز در مورد مرور زمان- با هم فرقی ندارندو از نظر احتساب به عنوان سابقه محکومیت موثر کیفری هم مدت حبس ملاکه ونوع اون تاثیری نداره.

سوم، وجود زور کنندگی حبس و سلب آزادیه. یعنی : در این مورد فرد محکوم به مجازات نشده تا به عنوان کیفر، آزادی اش سلب شه( خارج از دسته اول) و به خاطر همین از عمومیت عناوین حقوقی نامبرده در دسته دوم هم خارج می شه. این حالت مربوط به فردیه که محکوم به پرداخت یا استرداد وجه مالی گردیده یا باید کفیل یا وثیقه ای معرفی کنه ولی قادر یا مایل به اون نیس. به خاطر همین با زندانی شدن تحت زور قرار میگیره و به محض تامین چیزی که از ایشون خواسته شده یا حتی توافق با ذی نفع، از زندان رها می شه.  در قسمتای بعد تلاش می شه تا این سه وجود تشریح شه.

۱-۴-۱- گفتار اول –  وجود کیفری حبس (سلب ومحدودیت آزادی)

زندانی کردن فرد در ظاهر و نگاه اول و حتی از دید وجود، یه جور کیفره. چون این عمل نه فقط بر خلاف میل و اراده فرده و یکی از ویژگیای کیفر و سزا حساب می شه، بلکه زندانی شدن، واسه فرد تنگناهایی ایجاد و بر اون تحمیل می کنه که در حالت عادی روا و پسندیده نیس و نه کسی دوست داره که موضوع اون قرار گیرد. این ویژگی مشترک همه مجازات هاست  که در اثر اجرا اونا یه جور محدودیت، مثل مالی، جانی و یا روانی، گفتاری یا رفتاری واسه حق مالکیت یا زندگی یا آزادی و آبرو یا کرامت آدم ایجاد می شه. مثلا همونجوریکه مصادره اموال یا جریمه نقدی تموم یا یه تیکه از دارایی فرد رو از اون میگیره، یا شلاق و اعدام که تمامیت جسمی و زندگی فرد رو بطور موقت یا دائم تهدید می کنه، حبس هم

آزادی رفت و اومد، رفتار و حتی گفتار و خوردن و خوابیدن اون رو تحت تاثیر شدیدی قرار میده و بعضی وقتا بعضی از اونا رو تعطیل می کنه. پس به درستی میشه گفت که حبس کیفریا مجازاته، اما نمیشه (و به عبارت دقیق تر نباید) گفت که زندان محل کیفره.

ممکنه در زندانای امروزین بعضی آثار مثل محدودیت درگفتار، خوردن و خوابیدن و امثال اون کم رنگ تر از گذشته بوده و یا مشاهده نگردد، اما تغییرشکل یا روش محدودیتا، یا مخفی موندن اونا دلیل بر نبود وجود اینجور آثاری یا کیفر نبودن حبس نیس. از این گذشته، نظام اداره زندانا، در هر عصر و وقتی و در هر کشوری به فراخور فرهنگ و باورهای زیر بنایی اونا به گونه ایه که فرد زندانی دارای آزادی عمل معمولی خود نیس و همین کافیه تا وجود محدودیتای گفتاری و رفتاری هم اثبات شه.  وانگهی بحث در اینه که زندان بخودی خود می تونه دارای اینجور محدودیتایی باشه(پتانسیل اون رو داره)، منتهی براساس مقتضیات وقتی و مکانی یا ایدئولوژیکی تنگناهای مزبور متفاوت می شن. مهم بودن این تا جاییه که گفتن: