مفاهیم هوش سازمانی:/پایان نامه درباره هوش سازمانی

هلال هوش سازمانی رو به صورت ظرفیت سازمان واسه ایجاد علم و به کار گیری اون به خاطر خو گرفتن به محیط خود تعریف میکنه .

Halal 1986; 25))ظرفیت یه سازمان واسه به حرکت در آوردن همه قدرت فکری موجود اون و تمرکز این قدرت واسه رسیدن به هدف،  یکی از تعاریف موجود واسه هوش سازمانیه . آلبرشت هفت بعد رو واسه این راه و روش تعریف میکنه .

Albrecht ,2003; 147))مک مستر ۱۹۹۸از اون به عنوان تفکر مرحله ای سازمانی یاد میکنه که یعنی ظرفیت انجام فعالیتا به همراه انعطاف پذیری و نوآوری .

McMaster, 1998; 56))هوش سازمانی یه روند یادگیریه که شامل پیشرفت رفتارای اکتسابی با به کار گیری حافظه سازمانی و درکه

choo, 2005; 31))هوش سازمانی هم اینکه به عنوان توانایی سازمان در شکل دادن محیط براساس تواناییا و اهداف اون هم تعریف میشه .

Veber, 1996; 132))هوش سازمانی رو توانایی فکری یه سازمان به خاطر حل مشکلات سازمانی و تاکید سازمان بر ترکیب آدم و تواناییای فنی هم جهت با حل مسائل تعریف می کنه.

Simice, 2004; 52))هوش سازمانی رو ترکیبی از تموم مهارتای لازم واسه وجود سازمان می داندکه  این مهارت ها عبارتند از توانایی یکی بودن با تغییر ، سرعت در عمل و عکس العمل ، انعطاف پذیری و حساسیت به داشتن ذهنی باز ، توانایی تصور کردن و توانایی نوسازی.

Ercetin2001; 74))هوش سازمانی به ظرفیت و توانایی سازمان واسه جمع آوری اطلاعات ، نوآوری ، تولید علم و به شکل موثر عمل کردن بر مبنای دانشی که تولید کرده اشاره داره.

Acgun, 2007; 25))هوش سازمانی علم و مهارتای مربوط به داراییای قابل لمس وناملموس سازمان رو به خاطر رسیدن به اهداف سازمان با همدیگه ترکیب می کنه.

(Jong, 2009; 1548)

 

۲ ـ ۲ ـ ۳. اهمیت هوش سازمانی:

در دنیای پریشون امروز انسانایی موفق و موثر هستن که بهره هوشی بالایی داشته باشن . مطمئنا آدما میتونن با به کار گیری هوش خود بر مشکلات زندگی پیروز شدن . این نکته در دنیای منظم و به خصوص در عصر مدرن که سازمانا و اداره اونا به دلیل پیشرفت علم و صنعت  سخت تر شده سخت تر گشته . امروزه این سوال مطرح میشه که چیجوری میتونیم خود رو واسه رویارویی با این خاطر جمع نبودن آماده کنیم . اون سازمانایی موفقن که بتونن قدرت فکر کارمندان خود رو زیاد کنن   .(Albrecht,2003:10)

در اقتصاد نوین ، سرمایه فکری با عنوان داراییای نامشهود توصیف شده که میشه اون رو به عنوان منبعی واسه مزیت رقابتی پایدار به کار گرفت ، اجزای سرمایه فکری دارای اثرات متقابلی هستن که به خلق ارزش می رسن (شجاعی و همکاران ،۱۳۸۸ : ۱۰۷).

معنی هوش سازمانی بیشتر به صورت تشبیه در نظر گرفته می شه چراکه  معمولا واسه یه فرد معنی سازی می شه تا واسه یه جمع، هرچند این تشبیه یه وسیله قویه وبرای تائید شکلای جور واجور تحقیقات علمی عمل می کنه اما تصویری که از هوش سازمانی ازتطبیق با اصول سایبری سیستمای با دووم ارائه شده.  روشای جدیدی از تحقیق روی هوش سازمانا هستش .این تصویر با مدل روانشناختی  فرویدی که روش قوی ای واسه آزمایش شرایط هوش سازمانی ارائه می ده وزبان پیشرفته ای واسه آسیب شناسی اجتماعی – روان شناختی داره نشون داده می شه(Yolles,2006:5) .

هوش سازمانی یه روند یادگیریه که شامل پیشرفت رفتارای اکتسابی با به کار گیری حافظه سازمانی و درکه . هم اینکه به صورت تواناییای سازمان واسه اراده کردن در رابطه با موقعییتای عادی و غیر عادی تعریف شده.

مینچ ۴ ویژگی هوش سازمانی راتعریف میکنه :

رفتارای هدف محور – پایه اطلاعات سازمانی و رسیدن به اون – انتخاب فعالیتای مناسب و مدیریت اونا – بررسی یافته های فعالیتا  (Zarei Matin,2010:614).