نظریه هم مثلی و هم قیمی/:پایان نامه درباره خسارت تأخیر تأدیه

بند پنجم: نه مثلی و نه قیمی:

طرفداران این نظریه هم دارای مبانی مختلفی هستن، بعضی تقسیم اموال به مثلی و قیمی رو در فقه، خاص اموالی می دانند که ارزش ذاتی دارن و اموال اعتباری مانند اسکناس رو خارج از این تقسیم عادی می دانند. بعضی هم می می گن در اصطلاح فقه، مثلی و قیمی به جنس گفته می شه نه پول. پول خودِ قیمته. به اون نه مثلی گفته می شه و نه قیمی، و ضمان اون به پولی تعلق می گیرد که دارای اعتبار همون پول باشه.

بررسی فرق های اساسی پول های قبلی (طلا و نقره) و بقیه اموال با پول تحریری و اسکناس، که ذیلاً بدون ها اشاره می شه، نظریه گذشته رو (به عنوان نظریه مختار در این رساله) بیشتر منطقی می نمایاند.

الف- طلا و نقره، چه اون هنگام که در مبادلات به صورت وزنی مورد استفاده قرار می گرفتن، و چه وقتی که به صورت مسکوک مبادله می شدن، با جدا از جنبه پولی و ارزش مبادله ای اون ها، دارای ارزش استعمالی(فایده مصرفی) بوده ان؛ در حالی که پول های کاغذی الان با صرف نظر از ارزش مبادله ای ، هیچ گونه ارزش استعمالی نداشته، فایده ای هم بر اون ها مرتب نمی شه. در پول تحریری هم، با صرف نظر از ارزش مبادله ای اعتباری اون، چیز دیگری وجود نداره؛ چون همون گونه که قبل از این بیان شد، پول تحریری همون ارزش مبادله ای بیشتر.

ب- اصل ارزش مبادله ای در اسکناس و پول تحریری، اعتباری و قراردادی می باشه؛ در حالی که در طلا و نقره، چیزی غیر قراردادی و اعتباری بوده.

ج – واسه این که طلا و نقره به عنوان پول وارد مبادلات گردند، فقط به یه اعتبار از ناحیه عرف و عقلا نیاز داشتن؛ و اون اعتبار کردن ارزش مبادله ای اون به عنوان ملاک امتحان بقیه ارزش های مبادله ای جنسا و خدمات بود.

اما واسه این که کاغذای خاصی به عنوان پول در مبادلات پذیرفته شه، دست کم دو اعتبار و قرارداد لازم بود. یکی اعتبار ارزش مبادله ای واسه اون کاغذ خاص؛ دوم اعتبار ارزش مبادله ای اون به عنوان ملاک امتحان. این دو نوع اعتبار در پول تحریری هم لازمه .

د – در طلا و نقره، مخصوصا وقتی که به صورت وزنی در مبادلات مورد استفاده قرار می گرفت، امکان نظر استقلالی به اون، از نظر ارزش استعمالی(فایده مصرفی) موجود در اون، از طرف عرف و عقلا وجود داشت؛ در حالی که در پول های فعلی، واسه اینجور دید و نظری از ناحیه عرف و عقلا وجهی وجود نداره. چون پول های فعلی ارزش استعمالی (فایده مصرفی) ندارن.

با در نظر گرفتن فرق های اساسی که بین طلا و نقره و بین پول های فعلی هست، آشکاره که پول های فعلی ماهیتی غیر از وجود پول های بالاترین جایگاه اسلام داره؛ یا دست کم از نظر نمونه یه پدیده مستحدثه می باشه که اون ها رو از گروه مثلی و قیمی خارج ساخته و وجود سومی، غیر از مثلی و قیمی رو واسه اون ها اثبات می کنه.

– موسایی، میثم ، بررسی دلایل جبران کاهش قدرت خرید پول، نشریه تحقیق نامه بازرگانی، شماره ۳۴ ، بهار ۱۳۸۴، ص ۱۶۳-۱۶۴.

– همون ، ۱۶۵-۱۶۶.