نیازهای نامحدود انسان//پایان نامه درباره انگیزش شغلی

در هر لحظه از زمان ممکنه واسه هر آدم ، یکی از نیازای اساسی اهمیت بیشتری پیدا کنه ، در اینجور حالتی ، ارضاء اون نیاز ، محرک اصلی رفتار فرد مورد نظر هستش (رضائیان، ۱۳۷۹: ۴۴۵).

به نظر مزلو این سلسله مراتب اونقدر هم انعطاف ناپذیر نیس . البته بیشتر آدمایی که اون با اونا سروکار داشته ، این نیازای اساسی رو تقریبا به همون ترتیبی که گفته شد دارا بودن؛  اما موارد زیر هم مثل چند استثنا قابل تامل هستن :

  1. اینجور انگار واسه بعضی افراد ، نیاز به احترام از نیاز به محبت اهمیت بیشتری داره .
  2. بعضی آدما به طور ذاتی خلاق و مبتکرند و نیاز به خودشکوفایی در اونا از هر نیاز دیگری مهمتره .
  3. ممکنه سطح اشتیاق بعضی از آدما به طور ثابت در حدی پائین بمونه مثلا ، آدمایی که دچار بیکاری همیشگی می شن ، ممکنه اگه فقط بتونن غذای کافی به دست بیارن ، بقیه عمر رو با رضایت کامل بگذرونن .
  4. بعضی از افراد ، به خاطر محروم بودن از محبت کافی در اولین ماه های زندگی ، کلا توان و تمایل مهرورزیدن و محبوب بودن رو واسه همیشه از دست میدن و با یه جور مریضی روانی مواجه می شن که نشون دهنده از دست دادن دائمی نیازای عاطفیه؛
  5. وقتی که یه نیاز در یه وقتی تقریبا طولانی ارضاء شه ، ارزش اون واسه فرد ، کمتر از ارزش واقعی اون به نظر می رسه مثلا ، آدمایی که هیچوقت با گرسنگی شدید و همیشگی مواجه نشده ان ، معمولا اثرات اون رو ناچیز میدونن و غذا رو چیزی کم اهمیت می دونن . اگه نیاز برتر بر اونا مسلط شه ، ممکنه خود رو در وضعیتی بذارن که از ارضاء نیازای اساسی تر محروم بمونن البته ممکنه پس از محرومیت طولانی از نیاز اساسی تر ، تمایل بر ارزشیابی دوباره هر دوی این نیازها مطرح شه . طوری که نیاز غالبتر فرد به طور واقعی قدرت غلبه خود رو بازیابد مثلا ، فردی که واسه حفظ احترام خود شغلش رو ترک می کنه ، در صورت مواجه شدن با ناامیدی و فقر ، ممکنه راغب شه که حتی به قیمت از دست دادن احترام و احترام خود ، شغل سابقش رو بازیابد .
  6. در این نظریه در مورد سلسله مراتب نیازها ، برحسب خواسته ها و تمایلات آگاهانه سخن می گن منظور آنست که اگه شخص از ارضاء دو نیاز محروم شه ، از اون میان خواهان ارضاء نیازیه که اساسی تره در حالی که واسه رفتار ، عوامل تعیین کننده بسیاری ، به جز نیازها و تمایلات هست .
  7. مهمتر از همه این موارد استثناء ، نیازهایی وجود دارن که به آرمانها ، ارزشها و باورهای عالی اجتماعی و نظایر اون مربوط می شن. به دلیل وجود اینجور باورها و ارزشهاییه که افراد شهید می شن و همه چیز خود رو فدای آرزو یا ارزش خاص می کنن ( مزلو ، ۱۳۶۹ ، ص ۷۰-۹۲ ) .
  8. افراد وقتی مبادرت به انجام عملی خاص می کنن که انتظار تحقق نتیجه معینی رو داشته باشه حال اگه فردی که نیازای اولیه جسمی ایشون ارضاء نشده باشه ، تحت تاثیر باور و نگرشی توحیدی ، رفع این نیاز رو فقط به شرط اراده حق تعالی بدونه ، در این صورت ساز و کار رایج ارضاء نیاز نمی تونه موجب برانگیختن ایشون شه . اینجور فردی « روزی خود» ، «امنیت خود» ، « نیاز به محبت»  ، «عزت نفس» ، «شکوفایی استعدادها» ، ارضاء تمایل خود به «دونستن و فهمیدن» و «شناخت زیبایی و نظم» رو فقط وابسته به تجلی خدا «رزاق» و «حفیظ» و «محب» و «عزیز» و «محیط» و «اعلی» و «حکیم» و «علیم» و «جمیل» می دونه .

چینن فردی ارضاء نیازای خود رو فقط در صورت اجابت خدا منان ممکن می دونه فردی در این مرحل از شعور و آگاهی ، باور نمی کنه که «رزق و روزیش» وابسته به درآمد ماهیانه ، «امنیتش» وابسته به خوشحالی رئیس یا مقررات پشتیبانی استخدام کارکنان ، «نیازش به محبت» درگرو جلوه های ناپایدار محبت دنیوی ، «عزت نفسش» درگرو تعریف یا تملق گویی بقیه ، و «شکوفایی استعدادهایش» وابسته به توانایی محدود خود و مقتضیات ناپایدار محیطه .