هوش در روانشناسی:/پایان نامه درباره هوش سازمانی

ب : دیدگاه بافت گرایانه که هوش رو به عنوان عامل در رابطه اما متفاوت از تعدادی از تواناییا تعریف میکنه و روی هوش به عنوان محصول اجتماعی مربوط به فرهنگ و شبکه ایی اصولی تشکیل شده از افراد تکیه می کنه.

(Kalkan , 2005 : 43-44)

بعضی محققان هوش سازمانی رو از دیدگاه معرفت شناختی بررسی کردن: دیدگاه شناختی، دیدگاه رفتاری و دیدگاه عاطفی ـ اجتماعی، سه بحث ای می باشن که هوش سازمانی رو مطرح کرده و هدف کلی اینه که چیجوری آمیزش مکاتب جور واجور اندیشه می تونه درک جامعی از هوش سازمانی در مدیریت و ادبیات پیشرفت سازمانی ارائه دهد. هوش سازمانی، فرایندی اجتماعیه که نظریه های سازنده اون بر مبنای نظریه های هوش فردی محض بوده که تا الان ندیده انگاشته شده. کاربرد هوش فردی به نوبه خود نتوانسته س وجود اجتماعی هوش سازمانی رو مشخص کنه (Akgan,2007:274).

معمولا افراد  هوش رو به عنوان یه ویژگی فردی برداشت میکنه اما تحقیقات در علوم طبیعی و اجتماعی  نشون داده که این فرضیه بسیار محدوده و هوش یه ویژگی جمعیه. یه سری از افراد ممکنه تواناییای حل موضوع بالاتری از تک تک اعضای مجموعه داشته باشن وبا فعال شدن هوش جمعی و نرونایی که مغز یه فرد از اون تشکیل شده هوش فردی هم فعال می گرد  (Garrido , 2009 : 216 ). براساس فرضیه های زیادی که واسه برابری هوش فردی با شرایط سازمانا مطرح شد ، اولین منطق بر این فرضیه استوار بوده که توان تجزیه وتحلیل داده ها و تفسیر اون واسه رسیدن به هدف ، همون شباهتیه که بین هوش فردی و سازمانی مطرحه. پس سازمان می تونه واسه موافق کردن بیشتر افراد با محیط ازش استفاده کنه (زهرایی و رجائی پور ، ۱۳۹۰ :۱۶۱).

قدرت و موفقیت سازمانا از راه به کار گرفتن یا نگرفتن مهارتای اون سنجیده میشه.تحقیقات انجام شده روی عبارت هوش و هوش سازمانی بر ضرورت بررسی عبارت هوش از ابعاد جور واجور صحه گذاشته . هوش با عبارتای مختلفی تعریف و تحلیل میشه . هوش باتشبیهای جغرافیایی – شناختی – بیولوژیکی –شناخت شناسی – مردم شناختی و جامعه شناختی وتشبهای  سیستم  تعریف میشه . تشبیه سیستم خیلی مهمه چون هوش رو به صورت سیستمای پیچیده جور واجور تبادلی سبک و سنگین میکنه .(Ercetin et al , 2011:11258)