پایان نامه درباره نوآوری سازمان:-تعاریفی از دانش

۲-۳-مفاهیم مدیریت علم

هم جهت با تعریف مدیریت علم تا الان تعاریف زیادی صورت گرفته که به کوتاهیً در زیر به اونا اشاره می شه.

پرز (۱۹۹۹) عقیده داره: مدیریت علم یعنی جمع آوری علم، قابلیتای عقلانی وتجربیات افراد یه سازمان وایجاد توانایی بازیابی واسه اونا به عنوان یه سرمایه سازمانیPerez,1999) (.

سازمان ها با پیشرفت و تجدید ساختار علم قبلی و الان با روش های جور واجور به خلق واقعیت ها و مفاهیم جدید می پردازند. ایجاد علم پروسه مهمیه که در اون انگیزه، تلقین، تجربه و شانس، نقش مهمی اجرا میکنن(افرازه،۱۳۸۶).

ملاک آزمایش در به درد بخور بودن علم معمولا مشخص نیس. در عین حال، اگه سازمانی علم رو در کارا و فعالیتهای عادی خود به درد بخور دونست، باید ترتیبی در پیش بگیره که گروه های کاری بتونن به امتحان و آزمایش علم بپردازند (علاقه بند، ۱۳۹۱).

مدیریت علم ارتقای یه راه و روش کامل واسه شناسایی، تصرف، بازیافتن، تسهیم و ارزشیابی یه سرمایه اطلاعاتی سازمانه. این سرمایه اطلاعاتی ممکنه، داده ها، اسناد، هدف و روش ها باشه. در کل مدیریت علم فرآیندیه که طی اون سازمان به تولید ثروت از علم و یا سرمایه فکری خود می پردازه (موحد زاده،۱۳۸۷).

مدیریت علم با تبدیل سرمایه های انسانی خود به دارایی های فکری منظم، واسه سازمان ایجاد ارزش می کنه (بقایی نیا، ۱۳۸۶).

مدیریت علم، به کار گیری سرمایه فکری واسه تفوق سازمان در رقابت با سازمانای همتا، هم اینکه پاسخای نوآورانه ای واسه رقابت های جدید و اهرمی واسه عمل و یه میانجیه (علاقه بند، ۱۳۹۱).

۲-۴-عناصر مدیریت علم

عناصر مدیریت علم عبارتند از:

فرد: کارگر دانشی، واحد اصلی ایجاد، ذخیره و به کار گیری علم در سازمانه.