پایان نامه عوامل آمیخته بازاریابی//هدف گیری بازار

واقعا، تقسیم­بندی یا بخش­بندی بازار، فرآیندی جهت تشخیص و مجزّا کردن ویژگی های خریداران، به منظور انتخاب بازارهایی که سازمان می خواهد یا می­تونه محصولاتش رو به اونا عرضه کنه؛ هم اینکه طراحی اجناس و برنامه های بازاریابی واسه جواب گویی به احتیاجات خریداران مورد نظره. مثلا، در بازاریابی جدید، شرکت­ها تمایل دارن پوشاک بچه­گانه، زنونه، مردونه و حتی پوشاک خاص مدارس تولید کنن(داهات و بقیه،  ۱۳۸۱ ، ص۱۳۳- ۱۳۲).

بازار از خریداران تشکیل می­شه و خریداران، فرق­های زیادی با همدیگه دارن. خریداران بیشتر از نظر خواسته (نوع و روش برآورده کردن یه نیاز)، دسترسی به منابع، محل جغرافیایی، نوع نگاه، و روش خرید باهم فرق دارن. از این رو سازمان­ها از راه تقسیم­بندی بازار، بازارهای بزرگ، جور واجور و یا نامتناجس رو به بخش­های کوچیک تر (خرده­بازارها) تقسیم می­کنن؛ تا بتونن جنسا و خدماتی رو که نیازای منحصر به فرد مشتریان رو تأمین می­کنه، به این بازارها برسانند( کاتلر و آرمسترانگ ، ۱۳۸۵، ص۲۹۸).

در بازار­یابی بر اساس تقسیم­بندی بازار، سه مرحله باید پیموده شه:

  1. تقسیم بازار؛ تقسیم­بندی بازار، اقدامیه که بدون وسیله یه بازار رو به چند گروه از خریداران که دارای ویژگی­ها، نیازها یا رفتار­های متفاوت هستن، تقسیم می­کنن. چون هر کدوم از این اجناس به آمیزه­ای متفاوت از بازاریابی نیاز دارن.
  2. هدف گذاشتن بازار؛ پس از تعیین یا شناسایی گروه­ها، موضوع هدف قرار دادن بازار مطرح می­شه. هدف قرار دادن بازار، یعنی آزمایش جذابیت­های هر بخش از بازار و تعیین یک یا چند بخش از بازار که باید در اون به فعالیت پرداخت ( کاتلر و آرمسترانگ ، ۱۳۸۵، ص۳۲۹).

در این مرحله، مدیر بازار­یابی با در نظر گرفتن اهداف شرکت، امکانات مالی و فنی، پرسنل بازار­یابی، توان رقابتی و خط­ مشی بازرگانیِ بازار هدف رو انتخاب می کنه( صنایعی، علی؛۱۳۷۷، ص۴۲).