پایان نامه موانع بانکداری اسلامی//بهره ونقاط ضعف

درنظام بهره سود سرمایه ازابتدا مشخص شده و سرمایه دار هیچ خطراحتمالی رو قبول نمی کنه و درهر شرایطی سود خود رو دریافت می کنه. یعنی اینکه درهرصورت به ثروت سرمایه دار اضافه می شه، درحالی که سود بردن عامل کار به صورت یه احتماله و حتی ممکنه به جای سود ، زیان کنه. اینجاس که تسلط سرمایه بر کار اثبات می شه و روشنه که محصول مستقیم بهره ، افزایش ثروت سرمایه دار و بی بهره موندن قشرکاری و زحمتکش از بازده کار خویشه.

  • مخالفت با موازین عقل و شرع

نظام بهره با موازین عقل و شرع مخالفه، چون اول اینکهً از نظرعقلی، سود محصول کاره و به کسی تعلق میگیره که کار کرده ، در حالیکه درنظام بهره ،سرمایه دار محصول کار نیروی کار رو به موجب بهره به خود اختصاص میده و کارگر از حق به کار گیری قسمتی ازبازده کار خود محروم می شه، دوم اینکهً از نظرشرعی ، ربا محکوم و مردود و حرام شرعیه.

  • بی ثباتی اقتصادی

یکی دیگه از زیانای نظام بهره ، نبود تعادل و بی ثباتی اقتصادیه، چون در نظام سرمایه داری رشد اقتصادی همیشه با نوسانات دوران رونق و رکود اقتصادی روبرو شدن و یکی از عوامل این بی ثباتیا نظام بهره س، چون در نظام سرمایه داری تولیدکنندگان هر گاه انتظار بهبود شرایط اقتصادی و در نتیجه اون سود بیشتر رو داشته باشن مبادرت به سرمایه گذاری می کنن و افزونی سرمایه، موجب به رونق خارج از قانون و لجام گسیخته می شه. ازسوی دیگه اگه انتظار رکود اقتصادی رو داشته باشن با دوری ازسرمایه گذاری موجب به رکود بیشتر و وخامت شرایط اقتصادی می شن و کل این تغییرات و نوسانات منتهی به نبود تعادل و بی ثباتی می شه. آری به موجب نظام بهره س که غولای ثروت می تونن با سرمایه گذاری افراطی تو یه کشوردر حال رشد رونق افسارگسیخته و بی قانون بسازن، و هم می تونن با برداشت سرمایه و تخلیه پول کشوری رو دچار رکود بلکه فلج اقتصادی کنن. (گلپایگانی،۱۳۷۲ ،۶۳(

  • بی عدالتی درتوزیع درآمد و افزایش اختلاف طبقاتی

در جامعه ای که نظام بهره حاکمه ، گردش چرخ زمان همیشه به نفع سرمایه داره ، چون که صاحب سرمایه در هر شرایط برنده س . در نظام بهره سرمایه دار از اقتصاد واقعی جامعه بریده س و با اتصال همیشگی به اقتصاد بهره ، پیوسته به ثروت خود اضافه می کنه؛ در نتیجه عامل کار بازنده هستش ،چون که پیوسته اختلاف پتانسیل درآمد به سود سرمایه و به زیان نیروی کاره و محصول این جریان بی عدالتی رو در پخش درآمدها و نابه سامانی در اقتصاد ملی و در آخر افزایش اختلاف طبقاتیه که از نظر عقل و شرع محکوم و مردوده.

  • محدودیت رفاه به طبقه سرمایه دار

یکی از یافته های نظام بهره اینه که گیرندگان بهره ( سرمایه داران) از رفاه زیادتر از اندازه بهره مند هستن و دراز موارد در دام اسراف و تبذیرو تضییع اموال یا تکاثر و ثروت اندوزی سیر نشدنی و عیاشی و لذت طلبی لجام گسیخته گرفتار می شن و از طرف دیگه دهندگان بهره ( عاملان تولید و نیروی کار) با وجود تلاش زیاد و زحمات طاقت فرسایی که متحمل می شن، کمتر به رفاه نسبی دست پیدا میکنن.) گلپایگانی،۱۳۷۰،۶۵-۶۰(